Mindful Mnemonic Gold List Memorizing

کاربرد عملی روش ذهن آگاهی در حفظ حجم عظیم لغات زبان بیگانه با روش لیست طلایی مبتنی بر یادیار

وقتی فراموشی بخشی از فرآیند یادگیری ماست! خوب آن را بپذیریم و با آن کنار بیائیم!

آیا باورتان می شود که سرعت یادگیری و نرخ فراموشی همه آدم ها یکسان و شبیه هم است؟

http://comprehencia.com/images/people_en.jpg?1255979841
ما آن قدر سریع یادگرفته های خود را از یاد می بریم که انگار یادمی گیریم که فراموش کنیم. حتی ضرب المثلی هست که می گوید آدم ها چیزهایی را یادداشت می کنند که می خواهند فراموش کنند. این در حالی است که حتی بسیاری از چیزهایی که یادداشت نمی کنیم هم با گذشت زمان از یادمان می رود و این زمان فراموشی آن قدرها هم که فکر می کنیم زیاد نیست.iStock_000011818352XSmall
یکی از اولین افرادی که روی فرآیند فراموشی مطالعه کرد روانشناس و در واقع فیلسوف آلمانی هرمان ابینگ هاوسHermann Ebbinghausبود.او در 24زانویه 1858 متولد شد و در دانشگاه های بن ، برلین و هال تحصیل کرد و در 1873 درجه دکترای خود را دریافت نمود. اولین مطالعات او عملکردهای شناختی برتر با استفاده از یک فرآیند علمی بود. تا آن زمان کارکردهای شناختی با اصول فلسفی بررسی می شدند.پس از آن او روی حافظه و فراموشی کار کردو موفق شد با آزمایشات تجربی برداشتی جدید نسبت به کارکرد حافظه انسان پیدا کند.تلاش نخستین او مطالعه یادگیری محض بود. او خودش را به عنوان موضوع تست در آزمایشات خویش استفاده نمود. مشکل بعدی او یافتن موضوعاتی برای یادگیری بود که مطلقا با چیزهایی که از قبل می دانست هیچ رابطه و معنایی نداشته باشد.سرانجام ابینگ هاوس تصمیم گرفت که از کلمات بی معنای سه حرفی استفاده که شامل کلماتی متشکل از حرف بی صدا ـ حرف صدادار ـ حرف بی صدا بود. او برای این تحقیق خود 2300 کلمه سه حرفی بی معنا درست کرد. برای شروع آزمایش لیست های متعددی از کلمات بی معنای تولیدی خود ساخت.ابتدا سعی کرد همه کلمات را به طور کامل به یاد اورد. هر لیست را آن قدر مطالعه می کرد تا به طور کامل حفظ شود. بعد سعی کرد لیست هایی که حفظ کرده  در فواصل زمانی متفاوت از بیست دقیقه گرفته تا سی و یک روز به یاد آورد و این کار را تا یکسال ادامه داد. نتایج آزمایشات ابینگ هاوس مشخص نمود که بین فراموشی اطلاعات حفظ شده در گذر زمان رابطه ای هست. او دریافت که http://s4.hubimg.com/u/5101319_f260.jpgبخش بزرگی از حفظیات انسان در همان بیست دقیقه اول یاد گیری از یادش می رود. بد از یک ساعت شخص تقریبا نصف حفظیاتش را فراموش می کند.و بعد از 24 ساعت دو سوم یادگرفته ها از خاطر می روند. او این نتایج را روی نمودار برد و این نمودارها یا منحنی ها همان چیزهایی هستند که ما امروز به نام منحنی فراموشی ابینگ هاوس می شناسیم.سه سال ابینگ هاوس آزمایشاتش را تکرار کرد و نتایج مشابهی را بدست آورد.

اگر چه منحنی ابینگ هاوس را می توان برای یادگیری هر چیز دیگری هم تعمیم داد اما باید توجه داشت که او خیلی به خودش سخت گرفته بو و بدترین چیزها یعنی موضوعات بی معنا ( کلمات بدون مفهوم) را برای حفظ کردن انتخاب کرده بود.برای همین وقتی بخواهیم نتایج آزمایشات او را برای یادگیری لغات زبان جدیدی تعمیم بدهیم( و از همه مهم تر با کمک تکنیک های یاد یار این موضوعات جدید را با موضوعات آشنای قبلی پیوند بزنیم) طبیعی است که سرعت و میزان فراموشی موضوعات تفاوت خواهد داشت اما با وجود این هنوز می توان از نمودار فراموشی ابینگ هاوس به عنوان یک مبنا استفاده نمود. ابینگ هاوس از نمودار فراموشی خود نتایج زیادی  در رابطه با فرآیند یادگیری و فراموشی استخراج کرد. نتایجی که هنوز در حوزه روانشناسی یادگیری قابل استفاده اند. او این واقعیت را آشکار کرد که به یاد آوری اطلاعاتی که هیچ معنایی برای یادگیرنده ندارند خیلی سخت تر است و به همین دلیل پیوند زنی کلمات بی معنای جدید با موضوعات از قبل آشنا به کمک ابزارهای یادیار در یادسپاری لغات جدید بسیار مفید خواهد بود. از سوی دیگر او نشان داد که یادگیری موضوعی که یکبار یاد گرفته ایم خیلی ساده تر و سریع تر از بار اولی است که اصلا آن را نمی شناختیم و فراموشی چیزهایی که یکبار یادگرفته ایم هم دیرتر اتفاق می افتد.او نشان داد که یادگیری و یادسپاری موضوعات اگر در بازه زمان پخش شود بسیار موثرتر و کارآمدتر از حفظ فشرده و کپسولی در زمان های بسیار بسته و محدود و شب امتحانی است. در واقع یادگیری واقعی فرآیندی است که در کل عمر باید رخ دهد.

در روش یادگیری لغات زبان دوم به کمک تکنیک لیست طلایی مبتنی بر ابزارهای یاد یار و زیر چتر هشیاری ذهن آگاهانه ما از نمودار فراموشی ابینگ هاوس به این صورت استفاده می کنیم که اجازه می دهیم منحنی آرام بگیرد و شیب تندش را بگذراند. اگر به نمودار فراموشی ابینگ هاوس در شکل زیر دقت کنید

http://www.elearningcouncil.com/sites/default/files/ebbinghauscurve.jpg

می بینید که بعد از شش روز فقط 25 درصد اطلاعات به خاطر مانده است و بعد از چهارده روز یعنی دو هفته حدودا 20 درصد اطلاعات در خاطر مانده است و تا یک ماه بعد این بیست درصد ثابت باقی می ماند.

در روش لیست طلایی همین نکته یعنی باقی ماندن بیست درصد اطلاعات بعداز چهارده روز تا دو ماه به عنوان مبنایی برای حفظ و یادسپاری لغات زبان دوم ( و نه تنها لغات زبان بلکه حفظ هر موضوع دیگر) استفاده می شود.به این صورت که:

در طول بیست دقیقه،

25 کلمه جدید زبان دوم،

همراه با معنای فارسی هر کلمه،

و یادیار مناسب برای هر کلمه

در سمت چپ صفحه دفتر

با ذکر تاریخ دقیق

و شماره گذاری

با دست

با تمرکز و دقت و توجه کامل

نوشته می شود.

در طول نوشتن این 25 کلمه در عرض بیست دقیقه باید هشیاری کامل داشت و به عبارت روشن تر باید حضور ذهن صد درصد و مستمر را در این بیست دقیقه حفظ نمود. هرچه حضور ذهن و حواس شما در این بیست دقیقه جمع تر باشد میزان موفقیت شما بیشتر می شود. بنابراین در این بیست دقیقه تصمیم بگیرید که به هیچ فکر و خیالی(هرچند که مهم باشد) اهمیت ندهید و مهم ترین کار برای شما در این بیست دقیقه پر کردن بیست پنج ردیف مربوط به هر لغت باشد.

وقتی این لیست کامل شد و بالای آن تاریخ نوشتن را درج کردید. دفتر را ببندید و تا دو هفته دیگر به آن مراجعه نکنید!

خوب دقت کنید مانند روش های دیگری که دائم تبلیغ می کنند اگر مرور نکنید همه چیز از یادتان می رود ، شما اصلا نگران فراموشی نباشید و اجازه دهید فراموشی همان طوری که طبیعتش هست رخ دهد.

بعد از دو هفته ، هر وقت که فرصت داشتید،( تا یک ماه هم که وقفه افتاد مانعی ندارد) دوباره به سراغ همین صفحه خاص بیائید و در عرض بیست دقیقه این 25 لغت را برانداز کنید. اگر نمودار فراموشی ابینگهاوس درست باشد شما باید فقط بیست درصد لغات را حفظ باشید و هشتاد درصد آنها از یادتان رفته باشند. بنابراین وقت آن رسیده که اولین آبگیری یا تقطیر یا چلاندن(Distillation)را انجام دهید و بیست درصدی که بلدید یعنی 5 لغت را دوربریزید و بقیه 20 تای باقیمانده را در صفحه روبرو با همان روش دستی بازنویسی کنید. دوباره بالای این قسمت تاریخ بزنید ودفتر را ببندید و بروید تا دو هفته بعد!

و به همین ترتیب ......

هر بار که لیست لغات را می چلانید و یاد گرفته ها را دور می ریزید تعداد باقیمانده هایی که فراموش می کنید کمتر و کمتر می شوند. و ضریب کاهش هم طبق نمودار ابینگ هاوس عددی حول و حوش 20 درصد است. بنابراین به صورت درصدی اگر حساب کنید در هر بار چلاندن که حداقل دو هفته فاصله بینشان است به صورت زیر لغات را به حافظه درازمدت خود می سپاریم:

مرحله تقطیر یا چلاندنحداقل فاصله زمانی بر حسب هفتهدرصدیادسپاریتعداد حفظ شده از ده هزارتاتعداد باقیمانده از ده هزار لغت
1220%20008000
2436%36006400
3649%49005100
4859%59004100
51067%67003300
61274%74002600
714هفته=2.5 ماه80%80002000

همان گونه که از جدول فوق برمی آید با تکیه بر نمودار فراموشی و با اختصاص بیست دقیقه برای هر 25 اگر فرض را بر این بگذاریم که در طول هر شبانه روز ده تا 20 دقیقه یعنی دویست دقیقه وقت برای حفظ لغات کنار بگذاریم( البته اگر می خواهیم پشت سرهم باشند باید بین هر بیست دقیقه باید حداقل ده تا یک ربع استراحت بگذاریم ) می توانیم 250 لغت را در هر روز در دفترچه ثبت کنیم. اگر قرار باشد ده هزار لغت را ثبت کنیم باید حدودا چهل تا چهل و پنج روز( یعنی تقریبا 1.5 ماه) برای اینکار وقت بگذاریم که بعد از این وقفه اولیهبا فرض استارت زدن برای مراحل چلاندن حدود چهار تا پنج ماه بعد می توانیم با اطمینان هشتاد درصد لغات یعنی هشت هزار لغات زبان بیگانه ( از ده هزارتا) را برای همیشه و تا ابد در حافظه درازمدت خود جای دهیم.

جهت دریافت یک نمونه لیست طلایی یادگیری زبان دوم به صورت فایل اکسل اینجا کلیک کنید.


http://mylearningnetwork.com/wp-content/uploads/2011/04/forgetting-curve.png

اگر به جدول فوق دقت کنیم می بینیم بعد از هفتمین چلاندن حدود دوهزار لغت از ده هزار تا باقی می ماند. دو هزار لغتی که هفت بار آنها را در عرض نزدیک به سه ماه مرور کردیم. این دو هزار لغت وقتی در یک دفتر جدید یادداشت شوند اسم آن دفتر را می توان لیست طلایی گذاشت. چون سخت جان ترین واژه ها در این دفتر ثبت شد اند.

در فرآیند حفظ لغات به شیوه   Mindful Mnemonic Gold List چند نکته کلیدی باید حتما رعایت شوند. این نکات به شرح زیر است:

1) حتما کلمات و معانی آنها و یادیارها با دست و با خودکار نوشته شوند و موقع نوشتن هم باصدای بلند تلفظ و تکرار شوند. در هر چلاندن لیست جدید با رنگ متفاوتی ثبت شود. اصرار به اینکه حتما با دست کلمات و معانی آنها درج شود این است که فرآیند یادگیری یک لغت فقط با چشم و ذهن اتفاق نمی افتد، بلکه گوش و از همه مهم تر کل بدن نیز برای حفظ لغت باید به کار گرفته شود. اطلاعات فقط در سلول های مغز ذخیره نمی شوند. بلکه در کل بدن ثبت می گردند. بدنیست بدانید بعضی از سازمان های اطلاعاتی برای کشف دست خط و امضای واقعی افراد آنها را وادار می کنند ماژیک به دهان بگیرند و با دهان خود روی تخته وایت برد امضا کنند و چیزی بنویسند. حافظه بدنی افراد در این مواقع دست خط و امضا را به خاطر دارد. در واقع اگر خوب فکر کنید می بینید که دست و پای ما چیزی نیستند جز سلول های ادامه مغز ما! دست و پا و بدن ما از مغز ما جدا نیستند.

2) شاید در اوایل کار سرعت شما بسیار پائین باشد و رهگذرانی که به کار شما سرک می کشند مدعی شوند که سرعت حفظ و یادسپاری آنها خیلی بیشتر است! اما بدانید که یادسپاری ماندگار هر موضوعی در طول زمان است که قدرت خود را نشان می دهد. با صبرو شکیبایی و بدون دخالت دادن نظرات دیگران به کار خود برسید. شما از نیرویی فوق العاده ای به اسم فراموشی استفاده می کنید. یکی از کاربردهای فراموشی این است که اطرافیان مداخله گر را فراموش کنید. از این خاصیت فراموشی حتما استفاده کنید. هر چند توصیه می کنیم از همان ابتدا در این مورد با هیچ کس صحبت نکنید. بعد از چهار ماه که بیش از هشت هزار لغت زبان جدید را یادگرفته اید خود شما شاهدی زنده بر درستی روش لیست طلایی هستید و نیازی به تائید دیگران نیست.

3) وقتی برای عبور از رودخانه ای سوار قایق می شویم و به ساحل دیگر می رسیم. باید قایق را رها کنیم و به راه خود ادامه دهیم. نباید به قایق دل ببندیم و در آن ساکن شویم. همه نوشتن ها و بازنویسی لیست ها فقط قایقی هستند که ما را به آن سمت رودخانه یادگیری می رسانند. وقتی واژه ها در خاطرمان ماندگار شد، دفترها را دوربیاندازید. دیگر به آنها نیازی نیست. واقعا نیازی نیست! اما این دلیلی نمی شود که در طول قایق رانی قایقی زیبا نداشته باشید. با حوصله و دقت دفاتر را پر کنید و بعد از مسلط شدن آنها را کنار بگذارید.

4) به بدن خودتان و منحنی فراموشی آن اطمینان داشته باشید و اگر در بعضی از چلاندن ها درصد یادگیری تان کم و زیاد شد نگران نشوید. کمی تلاش برای حضور ذهن بیشتر موقع بازنویسی و کمک گیری از یادیارهای قوی تر می تواند در چلاندن بعدی درصد یادسپاری شما را جبران کند. فقط حوصله کنید و در کار خود مداومت داشته باشید.

5) فراموش نکنید که واژه ها خود به خودی ساخته نمی شوند. هر کلمه ریشه ای دارد و پسوندها و پیشوندهای مرتبط با هر لغت برای خودمعنایی دارند. واژه ها در جملات نقش های مختلفی را ایفا می کنند. گاهی در نقش صفت ظاهر می شوند و گاهی قید و گاهی فاعل و گاهی فعل. بنابراین موقع نوشتن هر کلمه اسم یا صفت یا قید و فعل و... بودن آن را هم با یک کلمه مخفف بنویسید.

6) تلفظ صحیح لغاتی که می نویسید بسیار اهمیت دارد.حتما تلفظ هر لغت را با الفبای فونتیک کنار آن بنویسید. به نظر می رسد با این شرایط جمع آوری اولیه لغات در دسته های 25 تایی بیشتر از 20 دقیقه طول می کشد. در واقع چنین هم هست. اما اگر به مرور زمان لغاتی که می خواهید حفظ کنید را در جایی جمع کنید و بعد در بیست دقیقه تعیینی وارد دفتر نمائید. می توانید مطمئن باشید که بهترین و مناسب ترین لغات را گرد آورده اید.

7) در روش لیست طلایی گفته شده که تا دو هفته نشده سراغ لیست لغات نروید. اما این دلیل نمی شود که شما فیلم های مرتبط با زبان دوم و برنامه های آموزشی مکمل را گوش نکنید. خودتان را از این فرصت های کمک آموزشی محروم نکنید. به خاطر داشته باشید که بالاخره باید روزی این لغت هایی که حفظ می کنید را جایی به کارببرید. بنابراین بسته به دایره لغاتی که یاد می گیرید در هر فرصتی که بدست می آورید از تماشای فیلم های کمک آموزشی دریغ نکنید.

8) حتی الامکان سعی کنید 25 لغتی که در هر بیست دقیقه در هر صفحه می نویسید با هم ارتباطی داشته باشند. مثلا لغات وسایل مربوط به یک مکان ( برای مثال آشپزخانه یا بانک یا مدرسه یا....) را ثبت کنید و یا لغات مربوط به یک اتفاق ( مثل مراجعه به بیمارستان و یا انتظار در فرودگاه و....) را انتخاب کنید. همینطور می توانید از لغات مورد استفاده در یک مقاله خبری یا علمی یا رمان یا کلمات مورد استفاده در یک فیلم یا یک سری فیلم مرتبط استفاده کنید. ارتباط داشتن بین لغات در یادآوری آنها کمک زیادی می کند. فراموش نکنید که دلیل استفاده از یادیارهای کمکی ایجاد پیوند بین موضوعات جدید با موضوعاتی است که از قبل می دانیم. بدیهی است که اگر یادیارهای اضافی بین موضوعات جدید نیز پیوند برقرار کنند ، یادسپاری ماندگار آنها بسیار سریع تر و دائمی تر خواهد بود.



http://huliganov.files.wordpress.com/2010/04/goldlistsystem.jpg?w=450&h=274


http://s1.picofile.com/file/7253487953/vocab_mindful_learning02_s.jpg

کلمات زبان چه زبان مادری و چه زبان های دوم و سومی که قصد یادگرفتنشان را داریم به صورت تصادفی و از کنار هم قرار گرفتن شانسی حروف تشکیل نشده اند. بسیاری از کلمات در هر زبانی از کلماتی دیگر در همان زبان یا از زبانی مادر مشتق شده اند. این کلمات ریشه دار را کلمات ریشه می گویند. اگر شما بتانید کلمه ریشه را یاد بگیرید و آن را در لغات جدیدی که می بینید تشخیص دهید ، به طرز قابل ملاحظه ای قدرت یادآوری لغات جدیدی که حفظ می کنید در شما افزایش می یابد.اجازه دهید در این مورد بیشتر توضیح دهیم.

همان طوری که گفتیم  بسیاری از کلماتی که استفاده می کنیم از یک کلمه ریشه ای  (Root Word)بدست آمده اند.برای رسیدن به ریشه کلمه کافی است پیشوندها یا پسوندهای آن را جدا کنیم. ریشه کلمه معمولا در جلو یا آخر کلمه باقیمانده ظاهر می شود. وقتی خوب در مفهوم کلمات دقت کنید می توانید به راحتی معنای ریشه آنها را کشف کنید. مثلا در کلمه ای مثل قیچی به زبان انگلیسی (Scissors) کلمه ریشه ای Sciss است که معنای بریدن می دهد. در تمام کلماتی که در زبان روزمره استفاده می کنیم با کمی دقت می توانیم کلمه ریشه را پیدا کنیم برای مثال در کلمه دوچرخه به زبان انگلیسی (bicycle) کلمه ریشه ای cycle است و در کلمه تعامل یا transaction کلمه ریشه ای عمل یا action است.بعضی لغات می توانند حتی دو کلمه ریشه ای داشته باشند مانند schoolhouse به معنای ساختمان مدرسه.

کلمات ریشه ای زیادی هستند که به کرات به عنوان بخش هایی از کلمات مرسوم در زبان انگلییسی استفاده می شوند. برای مثلا به کلمات زیر دقت کنید:

·                     Min به معنای کوچک در کلمه Minimal یعنی حداقل

·                     Nov به معنای جدید در کلمه Novice  یعنی نوآموز

·                     Sol به معنای خورشید در کلمه Solar  یعنی خورشیدی

·                     Man به معنای دست در کلمه Manual یعنی دستی

 

حتی بعضی کلمات یشه ای کلمات کامل هم نیستند مثل کلمه bio به معنای حیات و زندگی است که برای کلمات Biography (زندگی نامه) و  Biology(زیست شناسی) کلمات کلیدی محسوب می شوند.

نکته این جاست که اگر بتوانید معنای کلمات ریشه ای متفاوت را به خاطر بسپارید قادر خواهید بود که حتی معنای کلماتی که نمی شناسید را هم به راحتی از روی تماشای ساختار کلمه حدس بزنید.

به خاطر بسپاریم که در روش یادگیری ذهن آگاهانه مبتنی بر یایار و لیست طلایی  کوثرپرداز ، بخش اول کار آماده سازی لیست ، انتخاب لغاتی است که باید آنها را حفظ کنیم و در مرحله انتخاب همان گونه که گفتیم باید سعی کنیم بین دسته کلماتی که در هر صفحه می نویسیم ارتباط و پیوندی برقرار کنیم.

این همان مرحله ای است که حضور ذهن و هشیاری و دقت و تمرکز بالایی طلب می کند و در واقع اثربخشی واقعی روش لیست طلایی  همین جاست که ظاهر می شود. 25 لغتی که  شما برای اولین بار در هر صفحه می نویسید ضمن آنکه هر کدام با معنای فارسی  که کنارش می نویسید از طریق واسط یادیار و تصور  شما  پیوندی یادیارانه و تجسمی  و قابل یادآوری پیدا کرده است. در عین حال این 25 لغت را می توان به گونه ای انتخاب کرد که با یک نخ نامریی به هم وصل باشند و بین خودشان هم ارتباطی یادیارانه وجود داشته باشد. مثلا اگر با حضور ذهن و دقت و تمرکز صددرصد روی لغاتی که انتخاب می کنیم ، هر 25 لغات انتخابی ما کلمات ریشه ای مشترکی داشته باشند ، در این صورت تعداد واحدهایی که باید حظ کنیم بسیار کمتر از25  تا می شود در حالی که تعداد لغاتی که حفظ می کنیم  شاید از پنجاه تا هم بیشتر شود. در مثال هایی که در زیر برای شما نقل می کنیم می توانید واقعیت این مساله را بهتر درک کنید.

همینطور اگر هر دسته 25 لغتی که انتخاب می کنیم از جهت کارکردی یا ارتباطی به یک موقعیت و مکاان خاص مرتبط باشند در این حالت نیز پیوندی نامریی بین آنها وجود خواهد داشت و انگار آنها را با نخی نامریی به هم وصل کرده اید که با کشدن نخ یکی سروصدای بقیه آن 24 تای دیگر هم در می آید و آنها نیز مقابل ذهن شما صف می ایستند و قد علم می کنند.

بنابراین باید سعی کنیم  هر دسته 25 تایی لغتی که انتخاب می کنیم با یکدیگر ، یک جوری رابطه داشته باشند. مثلا می توانیم این لغات را از داخل دیکشنری های تصویری بیرون بکشیم که در هر تصویر لغت های وسایل و کارهای مربوط به یک موقعیت ( مثلا فضای کتابخانه ، رستوران ، اتوبوس ، دستگاه خاص و.....)  کنار هر شکل نوشته شده است.

یا می توانید این لغات را از داخل یک مقاله در کتاب یا مجله یا یک فیلم انتخاب کنید. در این حالت موضوع مقاله و داستان فیلم همان نخ نامریی است که این لغات را با هم ارتباط می دهد و شما می توانید امیدوار باشید که با به خاطر آوردن یکی از کلمات موضوع مورد نظر به صورت خود به خود بقیه کلمات هم به سمت شما کشانده شوند.

همینطور می توانید به خود لغات دقت کنید و سعی کنید لغات هم ریشه را ابتدا حفظ کنید و از این مسیر ضمن تسلط به معانی و کاربردهای انواع پسوندها و پیشوندها ، با ریشه های کلمات نیز به تدریج آشنا گردید. ریشه هایی که در زبان های اروپایی به زبان لاتین و یونانی برمی گردد و تسلط به آنها می تواند این فرصت را برای شما فراهم سازد که به راحتی معانی لغات زبان های بعدی را حدس بزنید.

ما اصرار داریم که روش لیست طلایی را با موضوع یاادگیری ذهن آگاهانه پیوند بزنیم. در حقیقت ذهن آگاهی چیزی نیست جز شناور شدن و یکی شدن با موضوع یادگیری و نقش فعال داشتن در تک تک صحنه های اتفاق یادگیری و اولین گام حفظ لغات زبان دوم انتخاب و مرتب سازی آنهاست که در این مرحله حضور ذهن آگاهانه زبان آموز نقشی اساسی ایفا می کند.

برای افزایش این حضور ذهن ، ما استفاده همزمان از واسط های یادیار (Mnemonic Devices) و تکنیک تجسم و زنده نمایی تمام حسی ذهنی (MSMI=Multi Sensory Mental Imagary) و حتی استفاده از روش بازترسیم  ضمیر نگاری (Mind Mapping) به جای باز نویسی لیست ستونی را پیشنهاد می کنیم. هر کدام از موضوعاتی که به آنها اشاره شد یعنی واسط های یادیار ، زنده نمایی تمام حسی ذهنی و ضمیرنگاری بحثی جداگانه می طلبند اما در موضوع یادگیری ذهن آگاهانه استفاده از این سه ابزار اساسی می تواند ایجاد حضور ذهن مورد انتظار در حین یادگیری  را تضمین کند.

 http://s1.picofile.com/file/7256452903/mindful_learning_pic02.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 4:41  توسط فرامرز کوثری  | 

اصول یادگیری ذهن آگاهانه چیست؟

اصول یادگیری ذهن آگاهانه چیست؟

نکته مهم : ذهن آگاهی یک بعد متفاوت آگاهی و بیداری است. کسی که غرق و اسیر آگاهی فکری است به هیچ وجه با ابزارهای فکر و قضاوت های فکری و تحلیلی و مفهومی نمی تواند این بعد متفاوت آگاهی را درک کند. به همین دلیل ذهن آگاهی را هشیاری ورای فکر یا آگاهی بالاتر از فکر می دانند. این آگاهی برای همه آدم ها صرف نظر از جنس و سن و سواد و فرهنگ قابل درک است و در انحصار عده ای خاص نیست.

ذهن آگاهی یک شکل متفاوت زندگی است. وقتی ذهن آگاهانه  در حال تجربه زندگی هستیم ، فکر وذهن ساکت و ساکن است. این به معنای از خود راندن فکر در نگرش ذهن آگاهانه نیست. چیزی است که خیلی اشتباه می کنند و ذهن آگاهی را با ذهن ستیزی یکی می پندارند. ذهن آگاهی به معنای سکوت ذهن است ، نه نابودی آن! هنوز هم از فکر و ذهن برای حل مساله و راه حل یابی کمک گرفته می شود ولی وقتی کار ذهن تمام می شود ساکت می شود و دخالتی در تجربه زندگی ندارد.

ناگفته نماند که ذهن با حافظه و خاطرات زنده است. آگاهی ناشی از ذهن یا آگاهی فکری نیز صد درصد به حافظه وابسته است. به همین دلیل آگاهی فکری نمی تواند با دنیای دائما در حال تغییر جاری در زمان اکنون و همین جای آدم ها کار کند. فکر باید به هر قیمتی که هست از الآن فرار کند. این درحالی است که محل خودنمایی و تجربه حالت هشیاری ذهن آگاهانه در زمان اکنون و همین جایی است که در آن الان من و شما قرار داریم. این نکته بسیار مهم است و از آن اصول یادگیری ذهن آگاهی معنا می یابد.

اصول یادگیری ذهن آگاهانه را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

اصل یک) در ذهن آگاهی هیچ جدایش و مرز و محدودیتی بین پدیدهای در حال مشاهده در زمان الان نیست. بنابراین تقسیم بندی آموزش زبان دوم به حوزه های گرامر و لغت و اصطلاحات خیابانی و امثالهم کاری ذهنی و توافقی است و موقع یادگیری ذهن آگاهانه زبان دوم  نباید زیاد پایبند این مرزکشی ها بود. برعکس فکر و ذهن،عاشق قطعه قطعه کردن و مرز بندی است. به همین خاطر در ذهن آگاهی تلاش می شود بین تمام پدیده هایی که در حال آموختن آنها هستیم پیوند برقرار گردد. برای مثال در مورد "یادگیری ذهن آگاهانه لغات زبان دوم"، پیوند زیر باید حتما ایجاد شود و یادگیرنده با تمام وجود با این پیوندها اخت گردد:

" پیوند بین کلمات زبان جدید و کلمات زبان مادری یا زبان هایی که از قبل می دانیم." این پیوند سبب می گردد دیگر چیزی به نام یادگیری مستقل زبان دوم معنایی نداشته باشد و تنها اتفاقی که با یادگیری زبان جدید رخ می دهد اضافه شدن دایره لغات قبلی و یا به بیان صریح تر توسعه و گسترش زبان قبلی است. به شکلی که هیچ مرز قابل تشخیصی برای جدایی زبان جدید از زبان های قدیم امکان پذیر نباشد. این نوع پیوند که عملا منجر به یکی شدن دو زبان می گردد نتیجه نگاه ذهن آگاهانه به اتفاق یادگیری است. در "روش  حفظ ذهن آگاهانه لغات انگلیسی با متد لیست طلایی مبتنی بر واسط های یادیار " نقش واسط های یادیار (Mnemonic Devices) و همچنین زنده نمایی های تجسمی ذهنی چند حسی MSMI و بازترسیم ضمیرنگاری(Mind Mapping) لغات و معنی فارسی و یادیار آن، در دوره های زمانی مشخص همگی نقش پیوند زنی و یکپارچه سازی زبان جدید با زبان های قبلی فرد زبان آموز است.

 

اصل دو) در یادگیری ذهن آگاهانه وقتی چیزی فراموش می شود اتفاق بدی در فرآیند یادگیری رخ نمی دهد. اتفاقات طبیعی بدن و ذهن در جریان یادگیری کاملا عادی پذیرفته می شوند و بر اساس  فرم اتفاقی که می افتد راه کار مناسب اتخاذ می گردد. برای مثال وقتی قرار است بدن هر دو هفته یکبار فقط بیست درصد اطلاعات دو هفته پیش را در خود نگه دارد به این رفتار بدن و ذهن احترام گذاشته می شودو حداقل دوره های مرور اطلاعات دو هفته به بالاتر انتخاب می شود.  توجه داشته باشید که در یادگیری ذهن آگاهانه ، فرد یادگیرنده با اتفاق یادگیری یکپارچه و عجین می شود و در حقیقت به جای یادگرفتن موضوعی با آن زندگی می کند و تا ابد آن را به عنوان بخشی از زندگی خود می پذیرد. به همین دلیل هیچ عجله ای برای یاد گرفتن سریع و انفجاری و کپسولی مطالب نداردو آهسته و عمیق و ماندگار مطالب را در وجود خود نهادینه می سازد. به همین دلیل به فراموشی احترام گذاشته می شود و از آن استفاده نیز می گردد.

 

اصل سه) در یادگیری ذهن آگاهانه تمام بدن درگیر اتفاق یادگیری است. برای همین است که در روش لیست طلایی اصرار می شود که حتما لیست لغات با دست بازنویسی و در حالت ایده آل با ضمیرنگار بازترسیم شوند. همچنین وقتی از تکنیک MSMI برای تجسم و زنده نمایی داستان یادیار و برقراری پیوند بین واسط یادیار و کلمه خارجی و معنای فارسی اش استفاده می شود باز هم از کل حواس پنج گانه و قوه تخیل زبان آموز در کنار فعالیت های حرکتی بدن استفاده می شود. این سهیم شدن کل بدن در اتفاق یادگیری باعث می شود تمام فکر و ذکر فرد زبان آموز در حین آماده سازی لیست لغات و همینطور به کار گیری عملی آنها در انتخاب کلمات و دسته بندی  آنه،ا روی موضوع زبان جدید متمرکز شود و در نتیجه میزان سرک کشیدن ذهن و دخالت های مزاحمت آفرین فکر به حداقل برسد. از سوی دیگر چون کل بدن در اتفاق یادگیری مشارکت می کند در نتیجه شانس تداعی بخش های گمشده بسیار بیشتر می شود. به این شکل که اگر احیانا طرز دیکته و املای لغت به یادمان نیاید، آهنگ و تلفظ آن ما را کمک می کند و اگر باز هم نتوانستیم لغت را به خاطر بیاوریم از روی صحنه زنده نمایی چند حسی که در خیال تصور کردیم می توانیم اجزا و خاطراتی را پیدا کنیم که ما را در یافتن و به یادآوردن لغت جدید کمک کنند.

در تمرینات تکمیلی یادگیری ذهن آگاهانه زبان های خارجی خواهیم دید که تمریناتی مثل دنبال کردن صدای گوینده های بومی زبان اخبار و مطالب علمی و یا تماشای همزمان دو زیر نویس  فارسی و انگلیسی موقع دیدن فیلم های زبان اصلی و یا تمرینات به کارگیری عملی لغات یادگرفته شده در جملات  کاربردی سبب می گردد علاوه بر چشم ،بخش های شنیداری و تکلم نیز وارد صحنه شوند و تمرکز شخص بیشتر روی زمان اکنون و جایی که الان هست بیشتر گردد.

 

اصل 4) حفظ طوطی وار و مرورهای اجباری کلمات بیگانه بدون ریشه زدن در ساختار کلمات، شدیدا در یادگیری ذهن آگاهانه لغات زبان دوم نهی شده است. در حقیقت ما در یادگیری ذهن آگاهانه چیزی به نام حفظ طوطی وار و خسته کننده نداریم. اگر کلمه ای برایمان غریبه است باید آن را خرد کنیم و اجزای آن را بشناسیم و با اجزای آن کاملا آشنا شویم. این اتفاق عمدتا در فاز یا مرحله انتخاب کلمات و یا حتی قبل آن رخ می دهد. در حقیقت باید گفت که زبان آموزان ذهن آگاه استاد واژه شناسی هستند. یعنی بسیار بیشتر از بقیه با ریشه کلمات و پیشوندها و پسوندهای آن آشنا هستند. در این میان بخصوص تسلط به کلمات ریشه ای از هر چیز دیگری مهم تر است.

به زبان ساده اگر می خواهید لغات جدید را در زبان دوم  حفظ کنید حتما بخش زیادی از این لغات را از طریق واژه سازی و با ترکیب پسوندها و پیشوندهای مختلف با کلمات ریشه ای بسازید و مسلط شوید. به این ترتیب با هر ریشه جدیدی که یاد می گیرید می توانید مطمئن باشید که نه تنها قادر شده اید معنای تمام کلمات مشتق شده از آن ریشه را مسلط شوید بلکه این توانایی را پیدا می کنید که هنگام برخورد با کلمه ای کاملا جدید، از آن ریشه بلافاصله معنای ساختاری آن را حدس بزنید.

اگر خوب به اهمیت دانش واژه شناسی در روش یادگیری ذهن آگاهانه لیست طلایی دقت کنیم می بینیم این جا هم دوباره در حال استفاده از خاصیت پیوند زنی ذهن آگاهی هستیم. یعنی با تسلط به اجزای سازنده کلمات که نقش ریز آجرهای سازنده بلوک های بزرگتر را ایفا می کنند شما می توانید کلمات را به واحدهای سازنده اش تقسیم کنید و دوباره  اتفاق پیوند زنی و چسبیدن ای اجزای اساسی به یکدیگر را در عمل مشاهده نمائید.

 

اصل 5) در یادگیری ذهن آگاهی کسی که ده هزار لغت زبان دوم بلد است باهوش و نابغه قلمداد نمی شود. هر چند با روش لیست طلایی و در عرض مدتی کمتر از یکسال می توانید به راحتی هزاران لغت زبان دوم را در حافظه خود به صورت دائمی ثبت کنید، اما این همه کار نیست. در یادگیری ذهن آگاهی شما باید بتوانید از این کلمات در زندگی واقعی استفاده کنید. به همین دلیل نباید حالت منفعل و گوشه گیر یادگیرنده صرف را داشته باشید، بلکه برعکس باید به صورت فعال و پویا در اتفاق یادگیری مداخله کنید و در آن به نقش آفرینی بپردازید. برای مثال هنگام اجرای تمرینات وقتی دارید با حضور ذهن، نوشته های ظاهر شده روی صفحه را با همان لهجه و صدای گوینده همزمان با او سایه خوانی و تکرار می کنید ( یعنی همزمان می خوانید) در حقیقت دارید "در صحنه عمل" لغاتی که حفظ کرده اید را به کار می گیرید. فیلم های تمریناتی که روی دی وی دی های مکمل آلبوم یک قرار داده شده است به شما این امکان را می دهند که به صورت عملی عمیق تر و واقعی تر با کاربرد لغات حفظ شده در مکالمات و گفتگوها آشنا شوید. فراموش نکنید که در شیوه ذهن آگاهانه شما یک زبان را یاد نمی گیرید بلکه با آن زندگی می کنید.

 

اصل شش) رضامندی تاخیری  روش یادگیری معمولی در شیوه یادگیری ذهن آگاهانه اصلا مورد قبول نیست. اینکه منتظر بمانید تا شش ماه تمام شود و بعد از آن خود را مسلط به زبان دوم بدانید اصلا در ذهن آگاهی درست نیست. شما از همان روز اول که شروع به جمع آوری و گلچین و انتخاب واژه های جدید می کنید در واقع دارید با زبان جدید زندگی می کنید. این کار تا آخر زندگی شما ادامه می یابد.در تداوم آن شک نکنید. یادگیری زبان جدید بخشی جدانشدنی از زندگی شما می شودو تا پایان عمر همراه شما می آید. به همین دلیل از همان روز اول که به سمت این زبان می آیید بدانید که در حقیقت با آن یکی شده اید و باید رضایت و شادی یادگیری و تسلط از همان روز اول در بدن شما ایجاد گردد. فراموش نکنید که زبان آموزِ ذهن آگاه بعد از مدتی دیگر برایش مهم نیست حفظ ده هزارلغت سه ماه طول بکشد یا شش ماه. مهم این است که او با سرعتی که اصلا باورش نمی شود در حال درک جهان از طریق زبان دوم و زبان جدیدی است که دارد می آموزد. او قبل از رسیدن به مقصد جایزه خود را گرفته و در حال استفاده از آن می باشد. به همین دلیل است که در ذهن آگاهی رضایت وابسته به نتیجه نداریم. هر چه هست شادی و رضامندی ناشی از فعالیت همین الان و همین جاست.

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 23:18  توسط فرامرز کوثری  | 

مهارت کلمه سازی ـ یافتن ریشه کلمات و شناخت پسوند و پیشوندهای پر استفاده

با تسلط به کلمات ریشه ای و پسوند و پیشوندهای پر استفاده می توان با یادگیری تعداد معدودی کلمات ( ریشه ها و پسوندها و پیشوندهای معروف) صدها و هزاران لغت جدید را یاد گرفت و از همه مهم تر هنگام برخورد با کلمات جدید بخصوص در رشته های علمی ، به راحتی معنای کلمه را از روی اجزای تشکیل دهنده آن حدس زد.
در افزایش ذهن آگاهانه دایره لغات تسلط به ریشه کلمات و پسوندها و پیشوندهای مهم جزو ضروریات است و باید برای یادگیری این اجزای اصلی کلمه سازی اهمیت خاصی قائل شد.
در ادامه مطلب توضیحات بیشتری در مورد اجزای سازنده کلمات و در واقع علم کلمه سازی ارائه خواهد شد.

http://khoaanh.net/_upload/NewsImages/LearningVocabulary_l.gif

برای مثال کلمه Port به معنای درگاه و بندر و دروازه ورود است. در زیر می بنیم که با اتصال پسوندها و پیشوندهای مختلف به این کلمه چندین کلمه جدید و پر مصرف ساخته می شود.


http://www.thehistoryofenglish.com/pics/creation_affix.gif

بسیاری از کلمات مانندman(انسان،مرد)،boy(پسر)،وhouse(خانه)نمی توانندبه اجزائ کوچکتر تقسیم شوند.اما تعداد بسیار زیاد دیگری از قبیل react(واکنش نشان دادن)inactive(غیر فعال)،actor(بازیگر مرد)وaction(عمل)از اجزائی تشکیل می شوند که می توانند از هم جدا شوند و در عین حال معنی هم داشته باشند.روشن است که تمامی این کلمات وجه اشتراکی دارند،یعنی ریشه act(عمل کردن).

عناصر مختلفی که به ابتدا و انتهای این ریشه افزوده می شود به تشکیل کلماتی با معانی مختلف کمک می کنند یا ریشه را به نقش های دستوری دیگر تبدیل می کنند،یعنی مثلا اسم را به صفت،صفت را به قید و غیره تبدیل می کنند.واژه actاغلب فعل است.inactive,reactive,activeصفت هستند و actor , action هم اسم هستند.عناصر - in-  ,re که به ابتدای ریشه افزوده می شوند پیشوند (prefix) نامیده می شوند،

اما ive ,-or ,- ion- که به انتهای ریشه افزوده می گردند پسوند (suffix) خوانده می شوند.

باید بخاطر داشته باشید که این ریشه است که معنی اصلی کلمه را بدست می دهد.شما باید یاد بگیرید که ریشه را از پسوند و یا پیشوند آن جدا کنید تا معنی کلمه ناآشنا را بفهمید.مثلا واژه biweekly ممکن است وقتی برای اولین بار آن را میبینید برای شما قدری عجیب به نظر برسد.اما با تجزیه ی این کلمه به اجزائ تشکیل دهنده ی آن ،احتمالا متوجه ی کلمه ای کم و بیش آشنا خواهید شد،یعنی bi-week-ly .شما معنی ریشه  week را می دانید.فرض کنید که می دانید پیشوند -bi به معنی عدد دو است و پسوند ly- هم وقتی به اسمی افزوده می شود پسوند صفت ساز است. بنابراین می توانید حدود معنای  biweekly را بفهمید.آیا حالا می دانید این کلمه به چه معنائی است؟این کلمه به معنای هر دو هفته رخ دادن یا ظاهر شدن است.با این اطلاع می توانید حدود معنای کلماتی که در آنها پیشوند -bi بکار رفته است را بفهمید،بشرط اینکه معنی ریشه ها را بدانید.

 5

مثلا ایا می دانید کلمات  bicycle,bicolor, bicultural, bimonthly چیست؟ bicycle به وسیله ی نقلیه ای اشاره دارد که بر روی دو چرخ حرکت می کند، bicolor به معنی دو رنگ، bicultural به معنی متعلق به دو فرهنگ و bimonthly به معنی دو ماه یکبار ظاهر شدن است.

با این حال ،گاهی اوقات برای ساختن شکل جدیدی از یک کلمه در ریشه تغییر املائی صورت می گیرد . این تغییرات گاهی خیلی جزئی هستند. برای مثال خیلی دشوار نیست که در یابیم کلمات famous (مشهور) و  purity (خلوص) به ترتیب از ریشه های fame (شهرت) pure و (خالص) مشتق شده اند. در موارد دیگر ممکن است ریشه به طور بی قاعده تغییر کند و املای واژه ی جدیدا تشکیل شده ممکن است آنقدر متفاوت باشد که شما ریشه را به راحتی نبینید مثلا آیا متوجه می شوید که ریشه های کلمات clarity (وضوح،شفافیت) و reception (پذیرش) کلمات clear و receive است.

همه ی ریشه ها مثل act نیستند که بتوانند به تنهایی به کار بروند و معنی هم داشته باشند. امروزه بیشتر اوقات ریشه فقط همراه با پیشوند و پسوند به کار میریود. مثلا ریشه fin به معنای end است اما این رایشه باید با پیشوند و یا پسوندی به کار رود تا معنی دار شود مثلا infinite (بی پایان) final (نهایی) و finish (تمام کردن) این ریشه نمی تواند به تنهایی به کار رود.

بسیاری از کلمات انگلیسی از کلمات لاتین و یونانی می آیند بز ودی جدول پرکاربردترین ریشه های لاتین و یونانی که در انگلیسی به کار می روند را درج می کنم.

دانلود رایگان یک جزوه کامل فارسی واژه نگاری انگلیسی  


http://s2.picofile.com/file/7256385264/kowsarpardaz_wordroots.jpg

دانلود رایگان کتاب انگلیسی دیکشنری کلمات ریشه در زبان انگلیسی


دانلود کتاب 504 کلمات مطلقا اساسی زبان انگلیسی با ترجمه فارسی




دانلود قسمت اول کتاب 504

دانلود قسمت دوم کتاب 504

Oxford Word Skills

دانلود کتاب آموزش مهارت های لغت آکسفورد سطح ابتدایی

دانلود کتاب آموزش مهارت های لغت آکسفورد سطح متوسط
دانلود کتاب آموزش مهارت های لغت آکسفورد سطح پیشرفته


دانلود کتاب 5000 لغت دانشگاهی با توضیح مختصر


آموزش زبان

دانلود آموزش لغات و اصطلاحات تجاری و کاری با کتاب Business Vocabulary in Use
دانلود کتاب کلمات متضاد در زبان انگلیسی

در زبان انگلیسی افعالی وجود دارد که شامل دو یا سه کلمه میباشند و با فرم ساده آنها تفاوت کاربردی و معنایی آشکاری دارند در این کتاب در 195 صفحه بیش از 400 عدد از این افعال گرد آوری شده است و با تدابیریبرای یادگیری مفهومی آن درنظر گرفته شده است در ادامه این کتاب ارزشمند را دانلود بفرمایید

http://icivil.ir/up/uploads/13177641331.jpeg

دانلود کتاب two word verbs in english


همانطور که از نام این کتاب معلوم است درواقع نویسنده 1100 لغت پرکاربرد در زبان انگلیسی را با معنی فارسی آن در این کتاب جمع آوری کرده است علاوه بر معنی فارسی معادل انگلیسی کلمات نیز آورده شده است

دانلود کتاب 1100 لغت پرکاربرد در اخبار انگلیسی


این کتاب ارزنده برای علاقه مندان به شرکت در آزمون تافل نوشته شده است که در واقع مجموعه ای است از لغات بسیار کاربردی و ضروری مورد استفاده در تافل که شما در ادامه میتوانید با حجم ناچیز 800 کیلوبایت ابن کتاب 186 صفحه ای را دانلود بفرمایید

آزمون تافل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 9:26  توسط فرامرز کوثری  | 

دو نمونه ضمیر نگار برای یادگیری زبان آلمانی و فرانسوی

در زیر یک نمونه ضمیر نگار برای یادسپاری واژه های فرانسوی آمده است
http://s1.picofile.com/file/7254753759/kowsarpardaz_learn_french_mind_map_christine_richsteiner.jpg
در ادامه مطلب دو نمونه ضمیر نگار زبان آموزانی که با تکنیک ضمیر نگار در حال یادسپاری لغات و قواعد زبان های فرانسوی و آلمانی هستند ارائه شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 0:46  توسط فرامرز کوثری  | 

پیوند زنی مفاهیم جدید با دانسته های قبلی با به کار گیری ذهن آگاهانه نیروی تجسم و کلیه حواس

http://www.soulconnection.net/images/art2/girl_meditating_hologram1.jpg

پیوند زنی مفاهیم جدید با دانسته های قبلی

با به کار گیری ذهن آگاهانه نیروی تجسم و کلیه حواس پنج گانه

تماشابا چشم و بلند خوانی با دهان و شنیدن با گوش برای حفظ یک واژه جدید در زبان بیگانه کافی نیست. باید با دقت و توجه و حضور ذهن کامل روی پرده سینمای ذهن صحنه زنده و پر از اطلاعات محرک حواس پنج گانه را ایجاد کرد و خودمان به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری در این فیلم سه بعدی و کاملا حسی نقش آفرینی کنیم.

http://www.fitnessgurusam.com/wp-content/uploads/2010/08/1-4-brain_mental_rehearsal.jpgشرط یادگیری ذهن آگاهانه داشتن نقش فعال یادگیرنده در فرآیند یادگیری است و کناره گیری زبان آموز از عملیات یادگیری باعث می گردد که یادگیری هرگز اتفاق نیافتد. در نگاه ذهن آگاهانه به فرآیند یادگیری ، زبان آموز نقشی کاملا اکتیو و فعال دارد. به این شکل که زبان را یاد نمی گیرد بلکه با آن زندگی می کند. به بیان دیگر با تمام اجزای وجودش با زبان جدید ارتباط برقرار می کند . ازهمه حواس پنج گانه اش استفاده می کند(Multi Sensory) و با کمک قوه تجسم ذهنی اش (Mental Imagery) سعی می کند با استفاده از تکنیک های یاد یار (Mnemonic Devices) با لغت جدیدی که یاد می گیرد کاملا اخت شود و بین آن لغت تازه و مفاهیمی که از قبل بلد بوده پیوندی چند بعدی برای تداعی های بعدی هنگام یادآوری استفاده کند.

نام این روش ابتکاری را MSMI گذاشته ایم و از سال ها پیش آن را به عنوان شیوه ای کارآمد برای یادگیری سریع لغات جدید معرفی نموده ایم. MSMI تکنیکی است که در روش لیست طلایی برای پیوند زنی معنای فارسی و لغت جدید زبان دوم از آن استفاده می کنیم. بنابراین هنگام نوشتن لیست طلایی به خاطر داشته باشید که باید بین لغت زبان بیگانه و ترجمه فارسی آن حتما با روش MSMI یک صحنه یادیار نیز ایجاد نمائید.

در ادامه مطلب در این مورد اطلاعات کاربردی بیشتری ارائه می گردد:

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 15:13  توسط فرامرز کوثری  | 

سبک یادگیری و شناختی خود را شناسایی کنیم و روی شیوه های همخوان با سبک خود تمرکز کنیم

http://www.school-portal.co.uk/GroupDownloadAttachment.asp?GroupId=1003001&AttachmentID=1366529

سبک یادگیری خود را پیدا کنید !

  • پیدا کردن سبک یادگیری کار چندانی مشکل نیست . در واقع هیچ کس بهتر از خود فرد نمی تواند سبک یادگیری خود را پیدا کند . تست زیر یکی از بهترین آزمون ها برای یافتن سبک یادگیری شخصی شما می تواند باشد . داخل مربعهایی را که متن مقابل آنها به ذایقه و سلیقه شما نزدیک می باشند . علامت بزنید و بعد مربعهای علامت خورده هر لیست را بشمارید . در پایان این مقاله نحوه ارزیابی تست درج شده است

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 13:57  توسط فرامرز کوثری  | 

به جای نوشتن واژه ها به صورت دوستونی در لیست طلایی می توانید آنها را با ضمیرنگار بکشید!

به جای نوشتن واژه ها به صورت دوستونی در لیست طلایی می توانید آنها را با ضمیرنگار بکشید!

بازنویسی و در واقع بازترسیم و کشیدن نقشه ذهنی یا ضمیرنگار لیست 25 تایی لغات را می توان شکل  ذهن آگاهانه تر اجرای روش لیست طلایی دانست. در این حالت به جای نوشتن لغات و معنای لغات و یادیار آن به فرم دو یا سه ستونی در یک سمت کاغذ، این اطلاعات را به شکل ضمیرنگار در همان قسمت کاغذ ترسیم می کنیم. البته این امر مستلزم آن است که اصول ترسیم ضمیر نگار را قبلا درک کرده باشید.
ناگفته نماند که ضمیرنگاری کردن اطلاعات و باز ترسیم آنها به جای باز نویسی شان لیست ها، بخش بیشتری از حواس پنج گانه را به کار می گیرد و در نتیجه میزان یادسپاری و سرعت حفظ اطلاعات را چند برابر می کند. حضور ذهن بیشتر روی اطلاعات ورودی از حواس پنج گانه داشتن یعنی ذهن آگاه تر بودن. به همین دلیل است که می توان ادعا کرد ضمیرنگاری نمودن لیست طلایی در واقع به معنای ذهن آگاه تر ساختن فرآیند یادسپاری است. در اینجا اطلاعات مختصری در مورد ضمیر نگاری ارائه می شود و در ادامه مطلب چندین ضمیر نگار آماده برای دانلود در اختیار شما قرار می گیرد.
توصیه ما به شما این است. اگر می خواهید کارآیی و اثر بخشی روش لیست طلایی چند برابر شود حتما لیست لغات را به فرم ضمیر نگار درآورید. اگر شیوه سنتی را می پسندید باز هم بدانید که لیست طلایی شما جواب می دهد ، اما فرم ضمیر نگاری چیز دیگری است.
******
http://s2.picofile.com/file/7256448816/mindful_learning_pic01.jpg
       
            ضمیرنگار یک نوع ابزار تفکر است که به حافظه و تفکر کمک می کند . در واقع تفکرات درونی مغز انسان است که بر روی کاغذ منعکس شده است و نیروی بهره ی هوشی و شفاهی سنتی را با بهره ی هوشی خلاق می آمیزد تا ابزار تفکر نیروی خارق العاده را در اختیار انسان بگذارد . تکنیکی که در آن نویسنده اندیشه های مختلف خود را درباره ی یک موضوع به همدیگر طی روشی خاص ربط می دهد .

● متن اصلی

با پایان گرفتن هزاره دوم یک پرسش ظاهرا مقدم بر همه پرسش های دیگر علوم زیستی مطرح است: مجموعه فرایندهایی را که ذهن می نامیم چگونه از فعالیت عضوی به نام مغز پدید می آید؟ این پرسش تازگی ندارد. از قرن ها پیش به صورت های مختلف عنوان شده است: زمانی که این امکان به وجود آمد که پرسش بدون آنکه کفر پنداشته شود عنوان گردد، آزادانه و مصرانه مطرح شد. اخیرا مسئله ذهن، کارشناسان ـ متخصصان دستگاه عصبی، روانشناسان متخصص در مسئله شناخت و فیلسوفان ـ و دیگر کسانی را به خود مشغول داشته که کنجکاو منشا ذهن، به خصوص ذهن هشیارند. مسئله هشیاری اکنون بیشتر مطرح است زیرا زیست شناسی عموما و شناخت دستگاه عصبی خصوصا در کشف تعداد بسیاری از رازهای حیات توفیق یافته است. آنچه در دهه ۱۹۹۰ که اصطلاحا دهه مغز نامیده شده ـ درباره مغز و ذهن آموخته شده بیش از آن است که در طول تاریخ روانشناسی و شناخت دستگاه عصبی دانسته شده است. روشن ساختن شالوده «عصب زیست شناختی» ذهن هشیار ـ که تعبیر دیگری از مسئله «ذهن تن» است ـ تقریبا به صورت ته مانده یک چالش در آمده است. بعضی از اندیشمندان: اعم از حرفه ای و غیرحرفه ای بر این باورند که پرسش در اصل قابل پاسخگویی نیستت. به نظر عده ای دیگر افزایش بی امان و تصاعدی دانش جدید می تواند این احساس سرگیجه آور را به وجود آورد که هیچ مسئله ای نمی تواند در برابر حمله به علم، به شرطی که تئوری اش درست و تکنیک آن به اندازه کافی قوی باشد، مقاومت نماید. بحثی جذاب و حتی غیرمنتظره است. زیرا همان طور که در توضیح دست اندرکار بودن مغز در امر بینایی و حافظه تردیدی نیست، در توضیح دست اندرکار بودن مغز در ایجاد ذهن هشیار، که فرایندی گسترده تر از آن ها است تردیدی وجود ندارد(داماسیو ، ۱۹۹۹) .

ایده نقشه شناختی را اولین بار ادوارد تالمن در سال ۱۹۴۸ مطرح کرد. وی بر آن بود تا رفتار مبتنی بر یاد گیری موش ها را در ماز توضیح دهد. در آن زمان دو مکتب عمده در روانشناسی حیوانات مقبولیت داشتند. یک گروه بر این باور بودند که رفتار موش ها در ماز نمونه ساده ای از ارتباطات مبتنی بر انگیزه پاسخ است. از نظر آنان ، یادگیری عبارت بود از تقویت برخی ارتباطات مبتنی برانگیزه پاسخ و تضعیف برخی ارتباطات دیگر. گروه دوم، که تالمن نیز از جمله آنان بود ، بر این باور بودند که در طی فرایند یادگیری چیزی شبیه به نقشه ای از محیط اطراف در ذهن موش نقش می بندد. تالمن بر این باور بود که بازنمودی نقشه گونه در سیستم عصبی وجود دارد که برای هدایت حرکات مورد استفاده قرار می گیرد و این امر نه تنها در مورد موش ها که در مورد ما انسان ها هم صدق می کند. این بازنمود به شکل نقشه ای است که با در معرض محیط قرار گرفتن های مکرر به دست می آید.

تونی بوزان، یک محقق ، و نویسنده ی انگلیسی است که در سال ۱۹۴۲ در لندن متولد شد و در ۱۸ سالگی در دانشگاه کلمبیا در کانادا مشغول به تحصیل و در سال ۱۹۶۴ نیز از این دانشگاه فارغ التحصیل گشت .او یک اقتصاددان ، روان شناس ، محقق مسائل ذهنی و یادگیری است که تا کنون تحقیقات بسیاری در زمینه های عصب شناختی ، جانورشناسی ، آمار و احتمالات ، روان شناسی ، ادبیات ، موسیقی و آناتومی داشته است .ضمیرنگار طرحی بود که در سال ۱۹۷۰ توسط تونی ابداع شد . او در مورد علت طراحی این نقشه و اینکه ایده ی آن چطور به ذهنش رسید می گوید :" هنگامی که در دوره ای از زندگی دچار کمبود اعتماد بنفس شده بودم و درس خواندن و به خاطر سپردن برایم مشکل بود تصمیم گرفتم نکات مهم امتحان را در کتاب های جداگانه ای بنویسم تا هنگامی که به آن نیاز دارم خواندن برایم آسان تر باشد . سپس تصمیم گرفتم این کارم را گسترش دهم و بوسیله ی نشانه هایی مانند رنگ ها ، تصاویر و همه چیز که ذهنم را تحریک می کرد استفاده کنم. فهمیدم که تا آنجا که مربوط به حافظه می شود یک تصویر ارزش ۱۰۰۰ کلمه را دارد .سپس به این رسیدم که ذهن تمایل دارد که به دنبال کلید واژه ها بگردد ، تحقیقاتم نشان داد که ذهن به طرز عجیبی به تغییر رنگ ها حساس است . در یک رنگ یکنواخت هنگامی که ذهن خسته می شود دیگر کارایی لازم را ندارد . سپس من سعی کردم ذهنم را تغذیه کنم ".

دیوید هوبل و ترستن ویسل (۱۹۹۶)استادان دانشگاه هاروارد نیز در تحقیقات علمی مشابهی نخستین برگه این که چگونه مدارهای مغزی نمایانگر شکل یک شی معین اند را به دست آورده اند. اینان نشان دادند که نورون های نخستین بخش بینایی قشر مخ چنان ساخته شده اند که به کناره های یک شی که در جهان مختلف امتداد دارند به درستی واکنش می کنند. هوبل و مارگارت لوینگزتن نیز که استاد هاروارد است، کمی بعد نشان دادند که دیگر نورون های نخستین بخش بینایی قشر مخ به درستی به رنگ ها واکنش می کنند نه به شکل ها.

زکی (۱۹۹۸) استاد کالج دانشگاه لندن کشف کرد، ناحیه هایی از مغز که، بعد از قشر نخستین بینایی، خبر حسی دریافت می کنند. برای آمایش بیشتر رنگ یا حرکت تخصص یافته اند. این نتایج در مشاهداتی که بر روی بیماران مبتلا به اختلال عصبی صورت گرفته، همتایانی یافته اند. در این بیماران ناحیه های مشخصی از قشر بینایی مخ آسیب دیده بودند که معارض ادراک رنگ بود ولی تشخیص شکل و حرکت در آنها همچنان باقی بود. واقعیت این است که بررسی های پرشماری اکنون موید وجود تشابهی هستند که بین ساختار یک شی، که مورد دید قرار می گیرد و الگوی فعالیت نورون ها که در قشر مخ جاندار بیننده حاصل می شود، وجود دارد. (به نقل از داماسیو ، ۱۹۹۹).

بر اساس تئوری تونی بوزان انسان می تواند یک صفحه را در یک دوازدهم ثانیه مرور کند ، درعمل یعنی می توان یک کتاب ۳۰۰ صفحه ای را در ۲۵ دقیقه خواند به شرطی که صفحات طوری کنار همدیگر باشند که برای دیدن به مشکلی برنخوریم برای این کار تنها لازم است تکنیک درستی استفاده کنید و ضمیرنگار این امکان را فراهم می کند . در مثالی ضمیرنگار به کارد ارتش سوییس تشبیه شده است که کارایی بالایی به عنوان یک ابزار دارد . با ضمیرنگار فرد می تواند یادگیری و مهارت فکر کردن را بهبود بخشد و به آن شتاب دهد البته مطابقت تونی در خصوص تئوری نقشه های ذهنی همچنان ادامه دارد.

جان بود (۲۰۰۴) طی تحقیقی با موضوع تاثیر ضمیرنگار (به عنوان یک تمرین کلاسی بر روی دانش آموزان به این نتیجه رسیده که ضمیرنگار تاثیر شگرفی بر یادگیری و فهم کودکان دارد او در نتایج خود بر استفاده از این نقشه به عنوان تمرین کلاسی در میان دانش آموزان تاکید کرد واعلام نمود که دانش آموزان در مدرسه می توانند با توجه به گروههای کوچک و بنابر موضوعات درسی و یا موضوعات مورد علاقه ی خود ضمیرنگار بکشند که این کار هم به بهبود و قدرت مشارکت و اتحاد میان گروهی بین دانش آموزان کمک می کند و هم یک شیوه ی اقتصادی است. بر اساس مطالعات ادوارد هرگز، لانا، اسراییل، اتک (۲۰۰۳) اعتبار این تست هم بالا ارزیابی شده .

تونی بوزان همچنین در بخش دیگری از خاطرات طراحی ضمیرنگار می گوید ، سالها رویای من این بود که وجه اشتراک ذهن انسان در کامپیوتر را مشخص کنم . می دانستم که کارایی ذهن فراتر از کامپیوتر است ولی مثل کامپیوتر عمل می کند . او پس از سه سال کار مداوم توانست نرم افزاری را نیز طراحی کند که بتواند نقشه ی ذهن را به تصویر در آورد که هم اکنون نیز تحت عنوان نرم افزار ضمیرنگار مورد استفاده قرار می گیرد . این نرم افزار برای سرعت بخشیدن به طراحی نقشه ی ذهن و همچنین برای افرادی که در طراحی و نقاشی مشکل دارند وسیله ی بسیار کارا و مفیدی است .

ضمیرنگار تونی نیز یک تکنیک گرافیکی است که محدوده ی زیادی را مثل کلمات ، تصاویر ، عدد ، منطق ، آهنگ ، رنگ ، اطلاعات فضایی در یک روش قدرتمند دور هم جمع می کند و به فرد این آزادی را می دهد که بگردد و پهنه ی وسیعی از ذهن را کاوش نماید .ضمیرنگار یک نوع ابزار تفکر است که توسعه پیدا کرده و به حافظه و تفکر کمک می کند . نقشه های ذهنی درواقع تفکرات درونی مغز انسان است که بر روی کاغذ منعکس شده است و نیروی بهره ی هوشی و شفاهی سنتی را با بهره ی هوشی خلاق می آمیزد تا ابزار تفکر نیروی خارق العاده را در اختیار انسان بگذارد . تکنیکی که در آن نویسنده اندیشه های مختلف خود را درباره ی یک موضوع به همدیگر طی روشی خاص ربط می دهد .

این نقشه می تواند در همه ی خبرها و موضوعات مختلف زندگی کاربرد داشته باشد ، برای مثال در موضوعاتی مانند:

۱) موضوعات شخصی

۲) سرگرمی ها

۳) آینده ی ایده آل ( آرزوها و اهداف )

۴) دوست یابی

۵) برخورداری از یک تعطیلات عالی و بی کم و کاست

۶) ورزش

۷) موسیقی

۸) کتاب خوانی و مطالعه

۹) انتخاب ها و ..... .

در این روش افراد خواهند آموخت که چگونه از هر دو نیمکره راست و چپ مغز خود استفاده کنند، این وسیله باعث خواهد شد که یادگیری در کمترین زمان ممکن و با صرف کمترین انرژی و بیشترین تمرکز ممکن صورت گیرد . روش ضمیرنگار روشی است که تقریبا تمامی موسسات آموزشی پیشرفته جهان از این روش استفاده می کنند. ثابت شده است که این روش ضمن اینکه بهره وری و راندمان حافظه و ضریب یادگیری فرد را بالا می برد، روی خلاقیت و قدرت نوآوری فرد نیز تاثیری کاملا محسوس دارد و باعث افزایش زائدالوصف اعتماد بنفس و قدرت تفکر شخص می شود.در واقع روش ضمیرنگار یا ضمیرنگار روشی است برای شبیه سازی ساختار نرون های عصبی مغز روی یک صفحه کاغذ دوبعدی.در واقع ضمیرنگار همان نقشه ی شناختی فرد است درباره ی موقعیتی خاص و یا مسئله ای مورد علاقه .

در برخی کشورها این ابزار در موارد اختلالات یادگیری مورد استفاده قرار می گیرد . همانطور که گفته شد این نقشه را می توان در تمام جنبه های زندگی به کار برد . از جمله در جاهایی که پیشرفت یادگیری و تفکر کند و نا مفهوم است می توان آن را کسترش داد تا باعث افزایش عملکرد انسان شود .

در واقع الگوهای ذهنی، تصویرها، پیش فرض ها، باورها و داستان هایی است که انسان درباره خود، دیگران، سازمان ها، مناسبات اجتماعی و همه جنبه های جهانی که در آن زندگی می کند در ذهن خود دارد. الگوهای ذهنی نشان دهنده دریافت های آدمی ازجهان خارج است و دقیقاً بیانگرآنچه است که درارتباط با جهان خارج می بیند. انسان بدون نقشه های ذهنی قادر به شناخت جهان پیچیده پیرامون خود نیست. البته این تصویرهای ذهنی از آنجا که نقشه کاملی از واقعیت را ارائه نمی دهند، ناقص اند ولی ادراک آدمی از جهان خارج را می سازند، منشاء تحلیل و تفسیر پدیده ها هستند و بنیان واکنش و عمل انسان را تشکیل می دهند نوآوری در زیرساخت ها بازبینی الگوهای ذهنی و بازاندیشی در عمل به گسترش یادگیری سازمانی کمک می کند و احترام به ایده سازمان یادگیرنده را برمی انگیزد. زیرا عوامل پیش برنده تغییر در سازمان را توانمند می سازد، به ترویج ایده های راهنمای تازه کمک می کند، زبان و درک مشترکی برای گفت و گو به دست می دهد، بازار اندیشه را پررونق می کند و گزاره های تازه ای برای درک بهتر جهان عرضه می کند، اشتیاق به آموختن و توانمند سازی فردی و گروهی را گسترش می دهد، و راهبردها و ارزش های لازم برای دست یابی به آرمان مشترک را توسعه می دهد.

به نظر پیترسنگه، اندیشمند برجسته ایده ی سازمان یادگیرنده ، الگوهای ذهنی یکی ازقواعد مؤثر سازمان یادگیرنده است که بر محدودیت ها و ناتوانی های انسان ها، به ویژه ناتوانی در تفکر، بازاندیشی و یادگیری، برای پیش برد برنامه های تغییردرخود و سازمان متمرکز شده است و به دنبال ارائه روش هایی برای بازبینی الگوهای ذهنی و تبین نقش آنها در بازاندیشی در عمل است.

ضمیرنگار نیز همانند یک جاده امکان های زیر را فراهم می کند :

۱) به فرد یک مرور کلی از مفاهیم زیادی که مربوط به یک موضوع است را می دهد ( چکیده ای از یک موضوع بزرگ )

۲) راهها یی را به فرد نشان می دهد ( برای رسیدن به هدف )

۳) حجم زیادی از اطلات را در یک صفحه جمع می کند ( در حافظه موثر است )

۴) با مشاهده ی راه های مختلف باعث می شود یک مسئله خلاقانه حل شود.

۵) کارایی فرد را بالا می برد.

۶) به فرد کمک می کند تا با لذت نگاه کند، بخواند ، سرگرم باشد و در عین حال به خاطر بیاورد .

۷) توجه مغز و چشم را به خود جلب می کند.

از مزایای ضمیرنگار نسبت به سایر آزمون ها ی ذهن اینست که :

۱) متعلق به همه ی گرو ه های سنی است ( به غیر از نوزادان که قدرت ترسیم ندارند ).

۲) در تجارت ، مدرسه ، خانه و همه ی مکان ها می تواند استفاده شود .

۳) نیاز به آزمونگر ندارد و توسط خود افراد ترسیم می شود .

۴) زمان خاصی برای اجرا ندارد و می تواند در طولانی مدت ترسیم شود .

برای کشیدن ضمیرنگار چهار مرحله وجود دارد:

۱) ابتدا در وسط کاغذ شکلی که بتواند نماینده ی اصلی موضوع باشد را رسم کنید .این طرح را می توانید هر طور که دوست دارید بکشید: از یک طرح کلی انسان تا جزئیات یک آدم، یا یک عکس چاپ شده از خودتان.

۲) موضوعات مهم و مورد علاقه را با خطوط اصلی و رنگی که از تصویر مرکزی به سمت بیرون امتداد پیدا می کند ترسیم و با یک شکل اختصاری یا کلمات کلیدی مهم مربوط به آن ترسیم کنید . هر شعاع یک جنبه مهم از زندگی شما را نشان می دهد ( خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، شغلی، روحیه، سلامتی، محل زندگی، دوستی) هر خط را با نوشتن کلمه¬ای در بالای آن مشخص کنید. از رنگ¬های مختلف برای کشیدن و نوشتن روی خطوط کمک بگیرید.

۳) اطلاعات فرعی و ثانویه را روی شاخه های فرعی که از انتهای شاخه ی اصلی شروع می شود یادداشت کنید .

۴) در هر جا که امکانش وجود دارد از تصاویر استفاده کنید تاجنبه ای از عرصه ی زندگی شما را به تصویر بکشد. برای مثال؛ یک صورت یا لبخند برای دوستی، دو دست که یکدیگر را می فشارند برای اجتماعی، مهم نیست چه نمادی را انتخاب می کنید. هر چیزی را که برای شما معنی مشخصی دارد بکشید. اکنون این خطوط را از طرف دیگر امتداد دهید. در مورد این که این سر فصل ها برای شما جه معنی می دهد فکر کنید. اگر ذهن شما کار نمی¬کند از تداعی معانی استفاده کنید: اولین لغتی را که به ذهنتان در مورد سرفصل مربوطه می رسد انتخاب کنید. برای مثال اولین لغتی را که در مورد امور اقتصادی به ذهنتان می رسد نظیر بازنشستگی، تعطیلات، خانه بزرگ تر، مدرسه خصوصی و غیره بنویسید.

۵) و در نهایت این که نقشه ی ذهنی را در یک دوره ی زمانی تکمیل و آن را همراه خود داشته باشید و نظرات، افکار، و اهداف بیش تری را که دائماً به ذهنتان می رسد به آن اضافه کنید.

● بحث کلی

در واقع هنگامی که در عصر صنعتی یادداشت برداری به خصوص از نوع خطی یکرنگ و یکنواخت و خسته کننده است بنابراین نقشه های ذهنی در عصر اطلاعات موثرتر واقع می شود این نقشه ها جنبه های مختلف یک موضوع را به صورت منظمتر و قابل ادراک تر ترسیم میکند تونی بوزان می گوید : برای چند برابر کردن نبوغ ، استفاده از یادداشتهای خطی مثل آن است که به یک ستاره شناس یک جارو بدهید و از او بخواهید به ماه سفر کند در حالی که ضمیرنگار ابزاری مثل یک سفینه ی فضایی است لئوناردو داوینچی نابغه ی خلاق اعتقاد داشت برای شکل گیری مغز خلاق چهار تا کار باید صورت بگیرد :

۱ تقویت حواس > که در آن هوش حسی بسیار مهم است ، یعنی خوب دریافت کنیم

۲ مطالعه ی هنر علم > که در آن علم یک هنر است زیبا و لطیف

۳ مطالعه ی علم هنر > در عین حال هنر موضوعی تنها نرم ، وسیع و احساسی نیست هنر علمی دقیق و بدیهی است

۴ توجه به اینکه همه چیز در ارتباط با هر چیز دیگر است > مغز مثل ماشین مرتبط است .

تونی اعتقاد دارد که مهمتر از مدیریت علم و دانش مدیریت مدیر دانش است ( یعنی مغز ) .

در حال حاضر ۲۵۰۰۰۰ عضو از ۷۴ کشور دنیا جزء اعضای المپیاد ذهن پویایی تونی هستند و نیز سالانه مسابقات قهرمانی بزرگترین حافظه ی دنیا نیز در کشورهای مختلف برگزار می شود .کنفرانس ذهن جادویی هم ۳۰ سال است که تا کنون در ۶۷ کشور دنیا برگزار شده .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 13:41  توسط فرامرز کوثری  | 

آلبوم آموزش فارسی حفظ لغات به روش لیست طلایی کوثرپرداز

http://s1.picofile.com/file/7253487953/vocab_mindful_learning02_s.jpg 

تحویل درب منزل با یک تلفن همین الان ویژه متقاضیان تهرانی

جهت تهیه و خرید این محصول لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنیدویا به سایت شرکت کوثرپرداز مراجعه نمائید.

http://www.kowsarpardaz.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 7:33  توسط فرامرز کوثری  | 

با استفاده از ضمیر نگار (Mind Mapping) می توانید حفظ واژه ها را سرعت بخشید!

یک نمونه ضمیر نگار در مورد روش های یادگیری سریع

http://www.superfastguides.com/Vocabulary_Mind_Map.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 6:52  توسط فرامرز کوثری  | 

مخروط یادگیری

بعد از دو هفته چقدر و از چه چیز را به یاد می آوریم؟

http://www.piscatawayschools.org/1368205171844580/lib/1368205171844580/cone_of_learning.png
بعد از دو هفته
نود درصد آنچه را که گفته ایم و انجام داده ایم
هفتاد درصد آنچه در موردش بحث کرده ایم و گفته ایم
پنجاه درصد آن چه را که در فیلم ها و نمایشگاه ها و بازدیدها دیده ایم  و شنیده ایم.
سی درصد آن چه دیده ایم.
بیست درصد آن چه شنیده ایم.
و ده درصد آن چه خوانده ایم را به یاد می آوریم.


در تکنیک یادگیری لیست طلایی مبتنی بر یادیارهای تجسمی همراه با حضور ذهن مداوم ما واژه ها را با ذهن آگاهی پیدا می کنیم و می بینیم و با صدای بلند خودش و معنایش را تلفظ می کنیم و با دست آن را بازنویسی می کنیم و در فیلم ها و برنامه های کمک آموزشی مرتبط آن ها را می بینیم و می شنویم و به کار می بریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 6:41  توسط فرامرز کوثری  | 

استفاده متفاوت از منحنی فراموشی ابینگهاوس به صورت مبارزه با منحنی


گفتیم که در روش لیست طلایی ما با منحنی فراموشی ابینگهاوس که در واقع رفتار فراموشی طبیعی ذهن ماست کنار می آئیم و آن را می پذیریم و درواقع با فراموشی دوست می شویم و با آن همراه می شویم. البته این بدان معنا نیست که فراموشکار می شویم بلکه به آن معناست که محدودیت حفظ بیست درصدی نمودار فراموشی را می پذیریم و سعی می کنیم با استفاده از این محدودیت ماندگاری اطلاعات را در ذهن تضمین کنیم.( و صد البته استفاده از نگرش ذهن آگاهانه و تکنیک های واسط یادیار و شیوه بازنویسی و بازترسیم اطلاعات به کمک ضمیرنگار و به کارگیری همزمان زبان بدن و برقراری پیوند حداکثر بین اجزای کلمات و ... تلاش می کنیم بهره وری از این  این ضریب بیست درصد یادسپاری حداکثر برسد طوری که برای همیشه در حافظه ماندگار گردد.)
اما از سوی دیگر هستند افرادی که معتقدند روش لیست طلایی به دلیل اینکه فاصله حداقل مرور ( آن هم فقط به شکل بازنویسی اطلاعات از یاد رفته) دو هفته است روش کندی است که به درد نسل عجول قرن حاضر نمی خورد. در نتیجه این افراد دوباره به سراغ منحنی فراموشی ابینگهاوس می روند و سعی می کنند نقاط بحرانی این منحنی را کشف کنند. سپس سعی می کنند در این نقاط و در واقع در این فواصل زمانی، دوباره موضوع را مطالعه کنند و به یاد بسپارند. این مرور ها در زمان های کاملا مشخص باعث می شود دوباره منحنی ابینگهاوس استارت بخورد و این بار با شیب کمتری به سمت پائین سقوط کند که اگر این مرورها در مقاطع مشخصی صورت گیرد به مرور شیب سقوط منحنی ابینگهاوس ( یعنی در واقع همان میزان فراموشی) به سمت صفر می رود. ( البته این اتفاق در حالت ایده آل رخ نمی دهد. فقط شیب خیلی کم می شود).در این روش در حقیقت ما با منحنی http://s2.picofile.com/file/7290528816/200px_ForgettingCurve_svg.pngفراموشی ابینگهاوس مبارزه می کنیم و سعی می کنیم آن را از حالت نمایی درآورده ،به خط راست تبدیل کنیم.
یکی از روش هایی که برای مبارزه با منحنی ابینگهاوس ارائه شده است شیوه لایتنر است که غالبا به شکل جعبه های پنج خانه ای موسوم به جعبه 5 خانه ای لایتنر ( یا جی 5) در ایران معروف است.
موضوع مورد مطالعه روی برگه های کوچکی که قابلیت جاشدن در داخل جعبه را دارند به صورت مجزا و تک تکی نوشته می شوند. و هر برگه یا فیشی که هنوز حفظ نشده در خانه یک قرار داده می شود. استارت مطالعه از خانه یک شروع می شود و با مطالعه هر برگه آن را در یک خانه جلوتر قرار می دهیم. زمان مراجعه به برگه های خانه دوم از روی منحنی ابینگهاوس استخراج می شود. اگر برگه های خانه دوم یادمان بود و فراموشمان نشده بود آنها را برای مرور بعدی یک خانه جلوتر( خانه سوم) می بریم و اگر یادمان نبود ( هر جایی که باشیم) بلافاصله به خانه اول برمی گردانیم. جعبه لایتنر در مجازات رحم نداردو به محض اینکه برگه ای حفظ نشده بود بلافاصله باید به خانه اول یعنی سرخط برگردد.



یکی از روش های موثر یادگیری ( مخصوصا زبان ) روش لایتنر است که امروژه خیلی ها به دنبال آن هستند و امروز ما با دست پر برای شما یک نرم افزار رایگان اینکاره را آماده کرده ایم که بسیار جالب و کارا است همراه با این نرم افزار که در ادامه توضیحات آن را کامل میدهم چند سری فیش زبان آماده مثل لفات کتاب معروف 504 نیز آماده دانلود شده است پس با ما در ادامه مطلب همراه باشید

نرم افزارلایتنر

این برنامه نسبت به نرم افزار قبلی (پاکر) از نظر مدیرتی بالاتر هستش.مزایای اون به شرح زیر است:

1- قابلیت گزارش گیری به صورت cvs، pdf، rtf (word) و PNG(بر روی نمودار راست کلیک کرده و گزینه save as را انتخاب نمایید)

2- نمودار گرافیکی قوی تر

3-  قابلیت دسته بندی لغات با موضوعات مختلف در یک فایل

4-  قابلیت فرمول نویسی در آن

5- استفاده از عکس در کارت ها برای یادگیری بهتر

6- دارا بودن زبان های مختلف از جمله زبان شیرین فارسی

7- مدیریت بهتر کارت ها نسبت به پاکر

8- دارا بودن مدیریت زمان

نرم افزار جی 5

به این معنی که اگر شما با روش لایتنر آشنا باشید برای مطالعه کارت باید از یک تابع خاص استفاده کنید که دارای 5 خانه می باشد. به این ترتیب که:

خانه اول روز دوم

خانه دوم روز چهارم

خانه سوم روز هشتم

خانه چهارم از روز شانزدهم

و خانه پنجم از روز سی ام

باید مورد مطالعه قرار گیرند. حال در این نرم افزار چند نوع تابع دیگر وجود دارد و می توانید از آنها نیز استفاده کنید

یک نکته اینکه  برای استفاده از تابع لایتنر در این نرم افزار باید آن را انتخاب نماید بدین ترتیب که بعد از زدن گزینه یادگیری(learn)، در پنجره باز شده گزینه برنامه ریزی ((Scheduling بعد از آن در قسمت جدول زمان بندی (Scheduling Presets) گزینه تابع نمایی quadratic)) را انتخاب نمایید. بدین ترتیب شما تابع لایتنر را فعال کرده اید

یک نکته: زبان پیش فرض برنامه فارسی هستش در صورتی که فارسی نبود برای عوض کردن برنامه را باز کرده و کلید های Ctrl+P  را فشار داده و سپس زبان برنامه رو انتخاب کنید

یک نکته مهم

چون این نرم افزار با جاوا نوشته شده است برای اجرای نسخه کامپیوتر آن حتما باید java runtime روی سیستمتون نصب باشد که لینک آن در زیر آمده است

دانلود نرم افزار لایتنر - 4مگابایت

دانلود java runtime  با حجم 14 مگابایت

دانلود فیش های کتاب 504 واژه 30 کیلو بایت

دانلود فیش های لغات زبان عمومی ( 1700 لغت ) 30 کیلو بایت

دانلود فیش های کتاب زبان دبیرستان 30 کیلو بایت


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 5:33  توسط فرامرز کوثری  | 

به کارگیری ابزارهای یادیار(Mnemonic Devices) در یادگیری ذهن آگاهانه ضروری است!

http://www.emphatic.com/bobg/bed-deb.jpgواقعیت این است که روشهایی برای یادگیری بهتر وجود دارند، روانشناسان با پژوهش های چندین ساله به این واقعیت رسیده اند که چگونگی فرآیند یادگیری از خود فرآیند یادگیری مهم تر است و از این رو باید به روش آموزشی که انتخاب می کنیم توجه ویژه ای داشته باشیم. آنها همچنین به این اصل رسیده اند که مغز انسان تنها با تصاویر کار می کند، به عبارت دیگر هر چیزی که شما می شنوید، می بیند و یا می خوانید یا احساس می کنید برای پردازش در مغز ابتدا به صورت تصاویر ذهنی در می آیند و بعد مغز آن را درک می کند. برای درک بهتر این موضوع به واژه "درخت" توجه کنید. مغز شما بلافاصله بعد از برخورد با این واژه تصویر یک درخت را در ذهن شما بازسازی می کند، حالا سعی کنید در حالی که به واژه درخت توجه می کنید این تصویر را از ذهن خود خارج کنید، غیر ممکن است که بتوانید چنین کاری کنید و بفهمید درخت چیست و تصویر آن را در ذهن تجسم نکنید. حال به واژه "فلخکولوبیس" توجه کنید، این واژه حتما برای شما بی معنی است، تنها به این دلیل که مغز شما نمی تواند تصویر آن را تجسم کند و حال چنانچه پیوندی در مغز شما بین این واژه و یک تصویر وجود داشته باشد، به راحتی آنرا درک می کنید.
یادگیری یک زبان خارجی هم دقیقا فرآیندی مشابه است. بگذارید یک مثال واقعی بزنیم. شما مشغول مطالعه زبان انگلیسی هستید که ناگهان با لغت جدید “peacock” مواجه می شوید. در ابتدا این لغت کاملا برای شما نامفهوم و بی معنی است تا اینکه با مراجعه به فرهنگ لغت متوجه شوید معنی این لغت "طاووس" است. در این لحظه اتصال ذهنی بین لغت peacock و تصویر طاووس در ذهن شما شکل می گیرد، و البته با تکرار می توانید این پیوند را قوی تر و ماندگارتر کنید. حال اگر بخواهید در همان لحظه یک پیوند قوی بین این دو ایجاد کنید چه می کنید؟ در اینجاست که باید علاوه بر تکرار از تکنیک های کمکی استفاده کنید که به ایجاد هر چه بهتر این تصویر ذهنی کمک می کنند. گفتیم که مغز انسان با تصاویر کار می کند، پس هر چه تصویر ورودی به مغز واضح تر و شفاف تر باشد، به شکل بهتری در مغز ذخیره می شود. حال اگر لغت peacock را بشکافیم می بینیم که این لغت خود از دو لغت pea به معنی نخود سبز و cock به معنی خروش تشکیل شده است. حال می توانیم تصویری در ذهن خود مجسم کنیم که یک طاووس بسیار بزرگ مشغول خوردن نخود سبز است، البته این طاووس به جای دم زیبای خود یک دم خروس دارد. فقط کافی است تا یک لحظه این تصویر را به طور واضح در ذهن خود مجسم کنید تا دیگر به سختی بتوانید آن را فراموش کنید. حال هر وقت کسی از شما بپرسد که طاووس به انگلیسی چه می شود بلافاصله آن تصویر عجیب طاووس با دم خروس در حال خوردن نخودسبز در http://www.mnemonicpictures.com/files/cropped_image.jpgذهن شما مجسم می شود و بعد از چند لحظه واژه peacock را به خاطر می آورید.
روشهایی وجود دارند که به وسیله آنها می توانید همه لغات، اعداد و حتی مفاهیم غیر شهودی(مانند دیدن، گرفتن، دوست داشتن و ...) را به صورت تصویر واضح در ذهن خود در بیاورید، به این روشها در اصطلاح "نمونیک" گفته می شود. طبق تعاریف "نمونیک (Mnemonics) عبارتست از تکنیک هایی برای به خاطر سپاری که تنها به تکرار مطالب اکتفا نمی کند. بلکه با ایجاد رابطه بین مفاهیم تازه و اطلاعات قبلی موجود در مغز که به راحتی یادآوری می شوند(تصاویر، ریتم، آهنگ و ...)، در به خاطرسپاری و یادآوری مطالب کمک می کند."
یکی از بهترین جاهایی که می توان از نمونیک استفاده کرد در فرآیند یادگیری یک زبان خارجی است. با این روش به سرعت و با حداقل تکرار می توان دایره لغات خود را تا حد چشمگیری افزایش داد، فراموش نکنید که همه کسانی که دارای حافظه خارق العاده هستند و یا توانایی صحبت کردن به چندین زبان مختلف را دارند به نوعی(شاید هم ندانسته) از این تکنیک ها بهره می برند و بدون استفاده از این تکنیک ها شاید حافظه آنها از افراد عادی هم ضعیف تر باشد. در مورد این تکنیکها در آینده به طور مفصل توضیح خواهیم داد. اما در پایان این نوشته خاطر نشان می کنیم که مبحث نمونیک بسیار گسترده بوده و همچنین اصلی ترین ابزار کمکی حافظه است. پس بهتر است از این به بعد روش اعجاب انگیز یادگیری زبان انگلیسی را به نام نمونیک بشناسیم.
http://static.thepioneerwoman.com/homeschooling/files/2010/11/mnemonic.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 3:1  توسط فرامرز کوثری  | 

برای حفظ لغات انگلیسی بیشتر باید واژه شناسی انگلیسی را جدی بگیریم!

اگر بدانیم  لغات انگلیسی چگونه ساخته و گسترش می یابند می توانیم با یاد گرفتن یک سری لغات اساسی به صورت آبشاری معنای هزاران لغات مرتبط دیگر را با کمک قواعد واژه شناسی سریع حدس بزنیم. در این جا به شرح خلاصه ای از اطلاعات عمومی واژه شناسی انگلیسی می پردازیم.

مراحل تشکیل لغت


۱. پیشوند سازی: با اضافه کردن یک پیشوند قبل از بن (ریشه)
۲. پسوند سازی: با اضافه کردن یک پسوند بعد از بن کلمه
۳. مشتق سازی: با اضافه کردن یک بن به یک بن کلمه دیگر



دكتر عبدالمحمود رضواني


تقريبا همه افرادي كه مشغول فراگيري يك زبان بيگانه هستند از فرار بودن واژه‌ها گله دارند. يكي آن را به ضعف حافظه‌اش نسبت مي‌دهد و ديگري گرفتاري‌هايش را عامل آن مي‌داند ولي كمتر شنيده‌ايم كه كسي بگويد روش يادگيري‌اش نادرست بوده است اما اينكه روش صحيح يادگيري چيست و اسلوب علمي به حافظه سپردن واژه‌ها كدام است وظيفه‌اي است كه به‌عهده معلمان محترم است، البته به شرط آنكه خود به آن واقف باشند بدون شك همه ما براي حفظ كردن مثلا شماره تلفني، ارقام آن را بخش بخش مي‌كنيم و هر قسمت را به چيزي مثل سن كسي يا سال تولد شخصي و يا هرچيز ديگري مرتبط مي‌كنيم و بدين ترتيب آن را به‌سادگي به حافظه مان مي‌سپاريم. در مورد واژه‌ها نيز مي‌توانيم به همين منوال عمل كنيم و آنها را به واژه‌هايي مشابه ربط بدهيم مثلا براي يادگيري واژهSPHERE به معني «كره» كافي است آن را با واژه «سپهر» مرتبط كنيم قطعا با بنده هم‌عقيده‌ايد كه براي حفظ كردن آن حتي يك بار ديگر هم نياز به مرور نداريد، چه برسد به اينكه آن را مكررا ياد بگيريد و فراموش كنيد. يا براي يادگيري واژه HEMIPLEGIA كافي است آن را به چند بخش تقسيم كنيم. يكي پسوند IA كه در اينجا به معني يك ناراحتي و بيماري است.

ديگر پيشوند HEMI كه به معني نصف و نيم است و ريشه PLEG كه با جابه‌جايي F و P (مثل پ و ف كه در فارسي قابل جابه‌جا شدن هستند مانند سپيد و سفيد) لغت فلج را به ذهن متبادر مي‌كند. پس HEMIPLEGIA يعني حالتي كه در آن نيمي از بدن فلج است. به اين روش علمي تقويت حافظه و به خاطر سپردن مطالب MNEMONICS گوييم.بديهي است كه برقراري چنين ارتباط‌هايي بين واژه‌ها همواره مقدور نيست. پس بايد به فكر روشي كلي تر وجامع تر باشيم وآن چيزي نيست به‌جز ETYMOLOGY يعني ريشه شناسي. با فرا گرفتن ريشه‌ها و پيشوند‌ها و پسوند‌ها و تاريخچه لغات، نه تنها مي‌توانيم آنها را به راحتي به حافظه مان بسپاريم و مطمئن باشيم كه به سادگي فراموش نخواهند شد، بلكه بينش پيدا مي‌كنيم يعني به جاي اينكه آنها را حفظ كنيم، حس مي‌كنيم.

در اين مقاله به واژه‌هايي مي‌پردازيم كه از ريشه لاتين «SENEX» » به معني «پير» يا « پيرمرد» مشتق شده‌اند. بخشي از اين ريشه كه در واژه‌ها به‌كار مي‌رود SEN است كه در وهله اول سن و سال فارسي را تداعي مي‌كند، اينطور نيست؟

1- SENILE:صفتي است كه به معني پير و فرتوت است. ممكن است شخص سالخورده باشد ولي SENILE نباشد چراكه هنوز كنترل مشاعرش را دارد، دچار فراموشي نشده و پارانويا به معني شكاكيت و بدخيالي بر او مستولي نشده است. در واقع نشان دهنده ضعف جسماني و فكري توام است.

2- SENILITY: از لحاظ دستوري اسمي است كه بر مبناي صفت SENILE ساخته شده است و طبيعتا به معني پيري و از كارافتادگي مي‌باشد. از علائم آن مي‌توان به فراموشي و بدخيالي و از دست دادن مشاعر اشاره نمود.

3- SENESCENT: اين واژه مركب از دو بخش است كه يكي ريشه SEN- و ديگري پسوند –ESCENT مي‌باشد. اين پسوند هر گاه به ريشه‌اي اضافه شود به معني « در حال شدن» و « آغاز چيزي « مي‌باشد بنابراين معني اين واژه « در حال پير شدن» است يا به اصطلاح روزمره «پا به سن گذاشته» است.

4- SENESCENCE: اسمي است كه بر مبناي صفت قبلي ساخته شده و به معني حالت كسي است كه در حال پير شدن است.

5- SENIOR: به معني برتر و بزرگ‌تر و ارشد است و در حقيقت حالت تفضيلي ريشه SEN است. با واژه SENIOR تركيباتي نيز ساخته مي‌شود مثل:

الف) SENIOR CITIZEN: به معني شخصي است كه حدود 60 سال و بيشتر دارد و معمولا بازنشسته است.

ب) SENIOR HIGH SCHOOL و يا SENIOR HIGH به معني سيكل دوم دبيرستان است.(در مقابل JUNIOR HIGH SCHOOL به معني سيكل اول دبيرستان )

ج) SENIOR MOMENT: كه در واقع حالت طنزگونه‌اي دارد و به معني لحظه‌اي است كه شخص احساس مي‌كند به دليل بالا رفتن سن دارد دچار فراموشي مي‌شود.

6- SENIORITY: اسمي است بر مبناي واژه قبلي به معني ارشديت و بالاتر بودن مقام و سن.

7- SEÑOR: در واقع مشتق از SENIOR به معني برتر و مهم‌تر است و در زبان اسپانيايي به معني آقا مي‌باشدو در انگليسي به‌عنوان معادلي براي MR.،SIR و GENTLEMAN به‌كار مي‌رود.

8- SEÑORA: مشتق از واژه قبلي و به معني خانم مي‌باشد و به‌عنوان معادلي براي MRS.، LADY و MADAM بكار مي‌رود.

9- SEÑORITA: مشتق از واژه‌هاي قبلي است و در زبان انگليسي به‌عنوان معادلي براي.MISS به معني دوشيزه به‌كار مي‌رود.

10- SENECTITUDE: به معني دوران پيري و

كبر سن است.

11- SENATE: به معني مجلس سنا است ولي در واقع به معني مجلس ريش سفيدان و پيران است.

با فرا گرفتن ريشه‌ها و پيشوند‌ها و پسوندها قادر خواهيم بود با تحليل اجزاي واژه‌ها معني لغاتي را كه حتي در برخي از فرهنگ‌هاي بزرگ و معتبر هم يافت نمي‌شوند به راحتي دريابيم و به خاطر بسپاريم. مثل واژه تخصصي SENOPIA كه مورد استفاده پزشكان است.

IA-: يكي از معاني چند گانه اين پسوند بيماري و يا حالتي مربوط به بدن انسان است.

OP- مشتق از واژه يوناني PSŌ به معني چشم است بنابراين –OPIA: يعني مربوط چشم و بينايي و نهايتا SENOPIA به معني آن است كه گاهي در افراد پير در مراحل اوليه آب مرواريد به علت تورم عدسي، ديد نزديك شخص بهبود مي‌يابد. البته اين واژه مترادفي دارد كه GERONTOPIA است و در اين واژه به جاي SEN- لاتين از GERONيا GERONTOS يوناني به معني پير استفاده شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 2:49  توسط فرامرز کوثری  | 

ذهن آگاهی حالتی ورای آگاهی فکری است!

http://assets.lifehack.org/wp-content/files/2012/01/mindful.jpg?4c9b33

رفتن به حالت ذهن آگاهی بسیار راحت است. همه جا امکان پذیر است و همه افراد می توانند همین الان آن را هر جایی که هستند امتحان کنند. کافی است نفسی عمیق بکشید و به دنیای اطراف خود دقت کنید. چند لحظه که بگذرد احساس می کنید سروصدای ذهنتان ناگهان متوقف می شود و سکوتی عمیق تمام وجودتان را فرا می گیرد. شما در الان ساکن شده اید! شما درحالت ذهن آگاهی هستید. برای یادگیری ذهن آگاهانه باید این حالت خود را به صورت مستمر و پیوسته حفظ کنید.

http://life-balance.s3.amazonaws.com/wp-content/uploads/mindfulness1.jpg

در یادگیری ذهن آگاهانه شما با موضوع یادگیری یکی می شوید. یعنی یک من یادگیرنده جداگانه از موضوع یادگیری وجود ندارد. یادگیری و یادگیرنده هر دو یکی هستند. همه هوش و حواس شما به چیزی است که دارید یاد می گیرید. به لحظه یادگیری سرک نمی کشید. تمام وجودتان در لحظه لحظه های یادگیری حضور دارد. ذهن ساکت است و گوش به فرمان شماست تا برای مسائلی که مطرح می کنید راه حل یابی کند و تحلیل نماید. ذهن کاری به "من یادگیرنده" ندارد. ذهن در یادگیری ذهن آگاهانه ابزاری بیش نیست. ابزاری که وقتی به او نیازی نداریم ساکت و بی حرکت در جای خود می نشیند.


http://www.healthystyleny.com/wp-content/uploads/2010/05/entrepreneurship-female.png

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 1:33  توسط فرامرز کوثری  | 

حضور ذهن صد درصد همین جا ـ همین الآن به صورت مستمر شرط یادگیری ذهن آگاهانه

حضور ذهن(ذهن آگاهی)

Mindfulness

یکی از ویژگی های انسان موفق کسب مهارت های لازم برای مدیریت بر خود (رفتار، هیجان، ذهن و ...) است. http://www.thehouseofoojah.com/media/ccp0/prodlg/Mindful-Way-Through-Depression-CD.jpgبا توجه به مشغله‌های مختلف روزمره، نشخوارهای فکری مداوم وشرایط پر استرسی که پیرامون اکثریت ما وجود دارد ، اهمیت مدیریت کردن بر ذهن بیش از پیش نمایان می‌شود. برای مدیریت ذهن لازم است قوانین ذهن را به درستی شناخته و با مدیرت بر آن ،از حداکثر توانمندیش بهره برد. ذهن آگاهی راهکاری موثر برای دستیابی به حداکثر توانمندی ذهن و مدیریت بر آن است.

ذهن آگاهی یا حضور ذهن به معنای آگاهی از افکار، رفتار، هیجانات و انگیزه ها است به طوری که بهتر بتوانیم آنها را مدیریت و تنظیم کنیم. به عبارت دیگر ذهن آگاهی به معنای توجه کردن به شیوه ای خاص است. یعنی توجه و تمرکزی که سه عنصر در آن دخالت دارد: 1- بودن در حال حاضر2- هدفمند 3- بدون قضاوت.این نوع توجه موجب افزایش آگاهی، شفافیت و وضوح و پذیرش واقعیت حال حاضر می شود. بدین ترتیب متوجه می شویم که زندگی ما فقط در حال حاضر رخ داده و گره گشایی می شود. اگر کاملا حضور نداشته باشیم نمی توانیم تشخیص دهیم که دقیقا چه امکاناتی وجود دارد؟ چطور می توانیم به امکانات دسترسی داشته باشیم ؟ و چگونه تغییر شکل و رشد ایجاد کنیم؟

 بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 1:29  توسط فرامرز کوثری  | 

یادگیری ذهن آگاهانه - mindful learning - کاربرد ذهن آگاهی در اتفاق یادگیری


در شیوه "همه آگاهی" که به آن آگاهی ورای فکر و یا آگاهی فطری و ذهن آگاهی هم می گویند کیفیت آگاهی فرد با کیفیت آگاهی روزمره و عادتی او تفاوتی اساسی دارد. شیوه نگاه "همه آگاهی" به فعالیت های زندگی در حال حاضر به عنوان دیدگاه اشخاص ممتاز و خلاق شهرت یافته و توجه بسیاری از متفکرین و پژوهشگران حوزه های مختلف علوم بخصوص روانشناسی یادگیری به خود جلب نموده است.
در روش Mindful یا همه آگاهی همه حواس انسان متوجه زمان الان زندگی اش میشود و شخص به جای نشخوار محتویات حافظه و خود نجوایی و فرو رفتن در خیالات ، تمام هوش و حواس خود را روی زمان الان زندگی اش و همین جایی که الان هست متمرکز می کند. وقتی این حالت بودن در زمان اکنون به صورت یک عادت دائمی در می اید کیفیت هشیاری و آگاهی فرد دستخوش تحولی عظیم می گردد. او از زندان آگاهی فکری خلاص می شود و به به طور مستقیم در بطن زندگی قرار می گیرد و همه چیز را واقعا همانطوری که هست بدون هیچ واسطه ای می نگرد.
این حالت حضور دائم و پیوسته در اکنون جاودانه زندگی باعث افزایش حیرت آور خلاقیت و نوآوری و آرامشی شگرف در دل و روح و ذهن شخص می گردد. اعتماد به نفس فرد به طرز خارق العاده ای افزایش می یابد و سرعت یادگیری او تغییری غیر قابل وصف پیدا می کند. حالت ذهن آگاهی یا همه آگاهی بهترین کیفیت آگاهی برای یادگیری هر موضوعی از جمله زبان دوم است.

در مجموعه یادگیری زبان دوم به شیوه همه آگاهی مهندس فرامرز کوثری (نویسنده نام آشنای مجله موفقیت و خالق داستان های شیوانا و افسانه خدامراد و ....) بر اساس شیوه نگاه ذهن آگاهانه یا همان Mindful فرد با اصولی آشنا می شود که رعایت این اصول می تواند نگاه او را با نگاه یک شخص ذهن آگاه یکی سازد و توانمندی های یادگیری همه آگاهی را به فرد منتقل کند.
به عنوان مثال فرد می آموزد که:
ـ موقع یادگیری زبان انگلیسی باید به جای یادگیری و حفظ کلمات منفرد ، کاربرد همین کلمات را در عمل و در عبارت و جملات واقعی به خاطر بسپارد. همه روش های حفظ یک کلمه به صورت معادل یابی آن با واژه های فارسی از دید شیوه "همه آگاهی" غلط و اشتباه است و باید به جای آن از معادل های عبارتی برای به خاطر سپاری کلمات زبان دوم استفاده نمود.
ـ گرامر و دستور زبان باید در متن عبارات و حین کاربرد آنها به صورت حسی درک شود و تمام فرمول هایی که برای قاعده مند ساختن زبان دوم در کلاس های آموزشی تدریس می شود فقط فکری سازی یا ریاضی سازی زبان است و در عمل هیچ فایده ای ندارد.
ـ تمام دوره های آموزشی که بر اساس کتاب های ساده شده و کلیشه ای در آنها زبان آموزش داده می شود چون با واقعیت صحبت انگلیسی در عمل یکی نیست و شکل های خلاصه شده  و گزینشی از زبان در آنها آموزش داده می شود فاقد کارآیی بوده و فرد زبان آموز باید  خود را در موقعیت هایی که یک فرد بومی انگلیسی زبان واقعی حضور دارد قرار دهد. باید همان روزنامه ها را بخواند و با همان لهجه و تلفظ صحبت کند و همان رادیو را گوش کند و حتی همان ادا و رفتار را موقع صحبت از خود نمایش دهد.
ـ در اتفاق یادگیری فراموش کردن اصلا بد نیست و اتفاقا لازم هم هست. بنابراین به جای ترس از فراموش کردن لغات و محدود ساختن خود به مرور تعداد کلماتی مشخص ، باید سعی کنیم با به کار گیری همین لغات در حوزه های جدید و روبرو ساختن خود با صحنه های ارتباطی و گفتگویی تازه نه تنها برای لغات یادگرفته شده کاربردهای جدید پیدا کنیم بلکه با استفاده از این لغات واژه ها و عبارات تازه ای را نیز به بانک لغات خود بیافزائیم. به مرور وقتی برای یک لغت یا اصطلاح انگلیسی سناریوهای کاربردی مختلفی را تجربه کنیم این واژه به صورت یک لغت همیشه آشنا در بانک واژه های ابدی زبان مادری ما جای می گیرد و هرگز از خاطرمان نمی رود. بنابراین هیچ وقت فراموشی اتفاق نمی افتد که نگران آن باشیم.
ـ به جای منفعل بودن و بی اختیار فقط گوش دادن و تکرار کردن باید گوش کنیم و پاسخ دهیم. یعنی باید خودمان به عنوان نقش اول وارد صحنه توجه مان شویم و هر چه را می شنویم و یاد می گیریم شخصا به کار بگیریم. نقش فعال و اکتیو داشتن و همه کاره فرآینده یادگیری خود بودن ویژگی منحصر به فرد شیوه همه آگاهی است که فقط در عمل کارآیی و کارآمدی فوق العاده آن درک می گردد.
ـ ...
روش یادگیری مبتنی بر شیوه همه آگاهی انقلابی در حوزه فراگیری مهارت ها و علوم و زبان ایجاد نموده است و بسیاری از موسسات برتر دنیا از این روش برای تربیت مهارت آموزانی ماهر و ممتاز و خلاق بهره می جویند. در مجموعه یادگیری انگلیسی به روش همه آگاهی ضمن تشریح این روش کارآمد ، کلیه نرم افزارها و برنامه ها و ابزارهایی که برای فراگیری زبان دوم لازم است در اختیار زبان آموز قرار داده شده است.
http://hammer.ucla.edu/image/4317/600/450.JPG


برچسب‌ها: یادگیری ذهن آگاهانه, mindful learning, یادگیری زبان دوم, ویژگی های یادگیری ذهن آگاهانه, ذهن آگاهی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 1:20  توسط فرامرز کوثری  | 

ذهن آگاهی یا mindfullness چیست؟

http://www.urbanmoms.ca/multiple_musings/mindfulness.jpg
ذهن آگاه بودن معادل لغت انگلیسی to be mindful استفاده می شود. mind یعنی فکر و ضمیر و mindful حالت پر شدن از فکر و اندیشه را تداعی می کند، حال آنکه تعریف ذهن آگاهی به نوعی با این معنا در تضاد است. گروهی از مترجمین ایرانی معادل "همه آگاهی" یا "پر از آگاهی" را برای mindful پیشنهاد کرده اند. گروهی دیگر هم می گویند که mind در شرق فقط ذهن و فکر و ضمیر نیست بلکه به دل و باطن وجود انسان نیز اشاره می کند ، بنابراین از این بابت می توان mindful بودن را "دل آگاه" بودن هم ترجمه کرد.
اما نکته اینجاست که وقتی از واژه mindful استفاده می شود تاکید روی نوعی هشیاری و آگاهی و بیداری و حواس جمعی علاوه بر تمرکز فکری است. یعنی نظام تفکر مشغول تولید اندیشه است و پدیده و موجودیتی مجزا از آن ( توجه کنید جدا و مستقل از نظام تفکر) در حال مشاهده و نظاره اوست. به عبارتی  درحالت mindful شکل از حضور ذهن و بیداری وجود دارد که در ابعاد فعلی و جاری و آشنای فکر نمی گنجد خارج از حوزه دسترسی فکر است و نقشی که دارد نقش ناظر بی طرف و تماشاچی سراپا هوش و حواس است.
به زبان خیلی ساده تر هویتی مستقل از فکر در حال نظاره اندیشنده و اندیشه با هم است. اما این جا مشکل بزرگی پیش می آید که برای خیلی از افراد عادی قابل لمس نیست. آدم های معمولی عادت کرده اند و در واقع عادت داده شده اند که خودشان را با فکرشان یکی بگیرند. یعنی از روی فکر و اندیشه ای که بر ذهنشان جاری می شود به صورت خود به خود یک اندیشنده و تولید کننده فکر را نتیجه می گیرند و بعد اسم خودشان را روی این اندیشنده می گذارند.یعنی منِ خودشان را همان هویتی می دانند که فکرشان به آنها دیکته کرده و یا از طریق اندیشیدن به آن رسیده اند. این هویت ذهنی با منِ فکری همان اِگو(ego)ی است که روان شناسان سعی در شناخت و کنترل و هدایت آن دارند. حال آنکه در حالت ذهن آگاه بودن یک "منِ مجزا و مستقل از فکر" و در حقیقت یک "منِ ورای فکر" شناسایی می شود که نه تنها در تور و تله فکر و اندیشه اسیر نمی شود بلکه اگر اراده کند می تواند از احساسات و هیجاناتی که فکر و ذهن برای تائید درستی خودش در وجود انسان به غلیان می اندازد هم خودش را کنار بکشد و در هیبت یک تماشاچی بیدار بدون هیچ قضاوت و پیشداوری و بدون جانبداری و یا محکومیت به صورت لحظه به لحظه و همیشه هشیار هم تولید و اوج گیری و سقوط و میرایی فکر و اندیشه را ردگیری می کند و هم متناظر با آن فوران احساسات و هیجانات متناظر با آن فکر و اندیشه در درون و بیرون بدن را نظاره می کند. این "منِ متفاوت" که در زمانِ اکنون حضورش درک می شود و در بعدی ورای دسترسی فکر و ذهن جای دارد، همان "منِ واقعی" ماست که مشخصاتی خاص خود دارد. یعنی حضورش فقط در لحظه اکنون و همین الان درک می شود و به هیچ وجه با نیرنگ ها و فریب کاری های فکر بازی نمی خورد و آرام و مطمئن با واقعیت دنیای پیرامون همان گونه که واقعا هست کنار می آید و کار می کند.
بنابراین به زبان ساده ذهن آگاهی یا mindfullness چیزی نیست جز حواس جمعی و حضور ذهن صد درصد در زمان اکنون و همین جایی که هستیم ، و به صورت لحظه به لحظه مترصد و تماشاچی بودن و نظاره گری ظهور و سقوط و میرایی فکر و احساسات متناظر با آن در درون انسان و واکنش های غیر ارادی بدن در برابر احساسات درونی و تحریکات بیرونی. این تماشاچی و شاهد ساکت و آرام قضاوت نمی کند و از آن چه هست و مقابلش رخ می دهد فرار نمی کند و همه چیز زندگی را واقعا همانگونه که هست می بیند و برانداز می کند.
برای فرد ذهن آگاه فکر فقط ابزار تحلیل و حل مساله است و هرگز نباید با خود واقعی ما یکی گرفته شود. 
در موضوع یادگیری به روش ذهن آگاهانه داشتن دیدی صحیح نسبت به شیوه ادراک ذهن آگاهی بسیار اهمیت دارد و اگر در این رابطه تعمق و تامل کافی صورت نگرفته باشد بخش mindful از یادگیری جدا می شود.
http://themindfulrevolution.com/wp-content/uploads/2010/12/16mindful_xlarge11.jpg


برچسب‌ها: ذهن آگاهی, یادگیری ذهن آگاهانه, هویت فکری, من ذهنی, حضور ذهن در لحظه اکنون
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 1:9  توسط فرامرز کوثری  | 

ذهن آگاهی یعنی رصد کردن دائمی افکار و هیجانات متناظر

خودآگاهی چیست؟
توانایی شناسایی دقیق هیجان های خود و آگاهی از آنها به هنگام تولید را ذهن آگاهی گویند.ذهن آگاهی، کنترل تمایلات خود در نحوه واکنش به اوضاع و افراد مختلف را شامل می شود.
فردی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است، نسبت به احساسات خود، آگاهی بی واسطه و بدون وقفه دارد. به عبارت دیگر، او در همان زمان که احساسی را تجربه می کند، نسبت به آن آگاه است و بدان اعتنا دارد.
او می تواند به خود بگوید، وای، من واقعا احساس حسادت، ترس، خودخوری، قدردانی، غرور، دفاع از خود در برابر انتقاد و ... می کنم.
در حقیقت اگر با احساساتمان روراست و سازگار نباشیم مانند قورباغه ای خواهیم بود که نمی داند چه وقت از آبی که آرام به نقطه جوش می رسد بیرون بپرد.
قورباغه با اینکه به راحتی می تواند از آب بیرون بپرد، اگر تغییر درجه حرارت به قدر کافی تدریجی باشد تا زمانی که پخته شود و بمیرد در آب باقی می ماند.
اگر ما بتوانیم احساسات را از قبل پیش بینی کنیم، قادر به اتخاذ تصمیماتی خواهیم بود که ما را به شادکامی برساند مانند؛ می دانم که پشیمان می شوم، می دانم احساس گناه خواهم کرد و ... احساسات، صدای درونی ما هستند که ما را راهنمایی می کنند. تنها نیاز به گوش دادن به آنها است.

http://www.communityofmindfulparents.com/wp-content/uploads/2010/10/mom-with-baby-laughs.jpg
گاهی و به ویژه خودآگاهی کلید شادی و موفقیت شماست. در واقع اگر به کتاب ها و مقالاتی که در زمینه رشد شخصیتی تالیف شده اند نگاهی بیندازید درخواهید یافت که آگاهی شرط لازم برای تغییر دادن زندگی است.

اما آگاهی چیست؟ صدها سال است که مقالات و تحقیقات زیادی به این موضوع اختصاص داده شده است اما متاسفانه بیشتر این مقالات و تحقیقات، مطالب را با آن که در اصل بسیار ساده اند چنان پیچیده بیان کرده اند که موجب سردرگمی می شود. حتی اگر مطالب عنوان شده به گونه ای نباشد که سردرگمی ایجاد کند باید توجه داشت که تعریف آگاهی از نگاه روانشناسی برای اذهان عمومی تعریفی بیگانه و نامانوس است. به بیان ساده می توان آگاهی را چنین تعریف کرد: آگاهی وضعیت ایده آل ذهن است. چون شما هرگز آگاهی را تجربه نکرده اید و معتقدید آگاهی غیرقابل دست یابی است. به منظور کشف آگاهی، این سوال ساده را از خود بپرسید: «الان چه احساسی دارم؟» جواب این سؤال شما را غافلگیر و متعجب خواهد کرد و نه تنها به شما یک بصیرت مهم عطا می کند، بلکه دنیایی پر از فرصت های جدید را در برابر شما باز می کند.

وقتی واقعا متوجه شدید که چه احساسی دارید آنگاه شما مرحله قدم گذاری به مسیر خودآگاهی را پشت سر گذشته اید. البته برای این که واقعا تشخیص دهید در حال حاضر چه احساسی دارید باید عمیقا فکر کنید، در این حالت شما به ارزش ظاهری عواطف خود توجه نمی کنید بلکه درمی یابید و تجربه می کنید که وضعیت ذهن شما چگونه بر شما تاثیر می گذارد.

همین الان چند دقیقه وقت بگذارید و از خود بپرسید که الان چه احساسی دارید. ممکن است احساس راحتی، شادی و سلامتی کنید. همچنین ممکن است شما یک یا چندین احساس زیر را داشته باشید: پریشان، دلخور، عصبی، خسته، زودرنج، هیجان زده، نگران، مضطرب، سردرگم، درمانده، بیمناک و...این یک واقعیت علمی است که اگر هر یک از احساسات بالا را داشته باشید در یک دنیای تلقینی زندگی می کنید بدین معنی که ذهن ناخودآگاه شما به شما القا می کند که شما چنین احساسی دارید.

یک ذهن معمولی ناآگاه است. به بیان خلاصه می توان گفت که ما به چیزی که در حال حاضر در حال روی دادن است توجهی نداریم و واقعیت زندگی از کنار ما می گذرد. ذهن ناخودآگاه شما از دانسته های ذخیره شده در خودش استفاده می کند تا آنچه را که به طور واقعی در حال اتفاق افتادن است را دوباره ارزیابی کند و با این کار رویدادها را به گونه ای متفاوت جلوه می دهد. متاسفانه به طور کلی ما دانسته های ذخیره شده خود را در کودکی می آموزیم. نتیجه، آن می شود که دید ما از رویدادهای جاری، افراد مختلف، چالش های زندگی، اضطراب هایی که با آن روبرو می شویم و... با واقعیت این امور متفاوت می شود و این درک نادرست ما از وقایع است. شما باید دریابید آنچه که باعث نگرانی و اضطراب شما می شود زندگی واقعی نیست بلکه چیزی است که ذهن ناخودآگاه شما به شما تلقین می کند. به بیان دیگر این واقعیت وجودی شما است که موجب ایجاد این مشکل می شود.

ذهن ناخودآگاه برای شما یک چرخه ایجاد کرده است. در این چرخه، شما رویدادها را با دانسته های قبلی خود می آمیزید و چیزی می سازید که نه تنها با آن رویداد متفاوت است بلکه تفسیر منحرفی از واقعیت است که شما را وامی دارد تا عکس العمل نشان دهید و اوضاع را از آنچه می پنداشتید بدتر کنید. شما باید این چرخه را بشکنید. شما باید آگاه شوید. بهترین راه برای رسیدن به آگاهی این است که این سؤال ساده را از خود بپرسید: «در حال حاضر چه احساسی دارم؟» با احساسات خود ارتباط عاطفی برقرار کنید. کشف کنید که با بدن خود می توانید چه احساساتی را درک کنید؟ کف دستان خود را روی لباس خود بکشید، با انگشتانتان موهایتان را لمس کنید، انگشتان برهنه پای خود را روی ماسه ها یا چمن ها به هم بفشارید. گرمای خورشید را احساس کنید، نسیم خنک را روی صورتتان حس کنید، به صدای سوختن تکه های چوب در آتش، به صدای نفس هایتان، به صدای امواج، به صدای پرندگان، به صدای همهمه ماشین ها در خیابان گوش کنید.

چیزی را تفسیر نکنید و به این عادت که چیزها را به شکل غیرواقعی تفسیر کنید پایان دهید. فقط بشنوید.

احساس کنید و با واقعیت ارتباط برقرار کنید. اگر چشمان خود را به روی این حقیقت که کجا هستید و در حال حاضر مشغول چه کاری هستید باز کنید و آن را با آنچه که فکر و احساس می کنید برخورد دهید درخواهید یافت که دنیای واقعی با آن دنیایی که در آن زندگی می کنید بسیار متفاوت است. در این حالت هیچ چیز شما را نگران و مضطرب نمی کند زیرا می دانید که این چیزها نیز مانند سایر چیزها در زندگی گذرا هستند. برای اینکه این قضیه را اثبات کنید از خود بپرسید که: دیروز، هفته پیش، سال گذشته در مورد چه چیزی نگران بودم؟ اضطراب های زندگی مانند جزر و مد دریاست گاه افزایش می یابند و گاه فروکش می کنند. به جای اینکه اجازه دهید امواج زندگی شما را غرق کنند باید هنر سوار شدن بر امواج زندگی را بیاموزید. از طریق آگاه شدن و درک واقعیت زندگی به راحتی می توانید بر امواج زندگی سوار شوید.

هنگامی که به این بینش قدرتمند دست یابید، مسائل را به گونه دیگری خواهید دید و درخواهید یافت که افکار بیهوده ای که از ضمیر ناخودآگاه شما نشات می گرفت، شما را کور کرده بود. فردی که دارای بینش آگاهانه ای است، رویدادهای زندگی را فرصت می شمارد. چشمان خود را باز کنید و خواهید فهمید که فرصت ها شما را احاطه کرده اند.
http://farm4.static.flickr.com/3326/3602390581_456cd33e07.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 17:5  توسط فرامرز کوثری  |