وقتی فراموشی بخشی از فرآیند یادگیری ماست! خوب آن را بپذیریم و با آن کنار بیائیم!

بخش بزرگی از حفظیات انسان در همان بیست دقیقه اول یاد گیری از یادش می رود. بد از یک ساعت شخص تقریبا نصف حفظیاتش را فراموش می کند.و بعد از 24 ساعت دو سوم یادگرفته ها از خاطر می روند. او این نتایج را روی نمودار برد و این نمودارها یا منحنی ها همان چیزهایی هستند که ما امروز به نام منحنی فراموشی ابینگ هاوس می شناسیم.سه سال ابینگ هاوس آزمایشاتش را تکرار کرد و نتایج مشابهی را بدست آورد. اگر چه منحنی ابینگ هاوس را می توان برای یادگیری هر چیز دیگری هم تعمیم داد اما باید توجه داشت که او خیلی به خودش سخت گرفته بو و بدترین چیزها یعنی موضوعات بی معنا ( کلمات بدون مفهوم) را برای حفظ کردن انتخاب کرده بود.برای همین وقتی بخواهیم نتایج آزمایشات او را برای یادگیری لغات زبان جدیدی تعمیم بدهیم( و از همه مهم تر با کمک تکنیک های یاد یار این موضوعات جدید را با موضوعات آشنای قبلی پیوند بزنیم) طبیعی است که سرعت و میزان فراموشی موضوعات تفاوت خواهد داشت اما با وجود این هنوز می توان از نمودار فراموشی ابینگ هاوس به عنوان یک مبنا استفاده نمود. ابینگ هاوس از نمودار فراموشی خود نتایج زیادی در رابطه با فرآیند یادگیری و فراموشی استخراج کرد. نتایجی که هنوز در حوزه روانشناسی یادگیری قابل استفاده اند. او این واقعیت را آشکار کرد که به یاد آوری اطلاعاتی که هیچ معنایی برای یادگیرنده ندارند خیلی سخت تر است و به همین دلیل پیوند زنی کلمات بی معنای جدید با موضوعات از قبل آشنا به کمک ابزارهای یادیار در یادسپاری لغات جدید بسیار مفید خواهد بود. از سوی دیگر او نشان داد که یادگیری موضوعی که یکبار یاد گرفته ایم خیلی ساده تر و سریع تر از بار اولی است که اصلا آن را نمی شناختیم و فراموشی چیزهایی که یکبار یادگرفته ایم هم دیرتر اتفاق می افتد.او نشان داد که یادگیری و یادسپاری موضوعات اگر در بازه زمان پخش شود بسیار موثرتر و کارآمدتر از حفظ فشرده و کپسولی در زمان های بسیار بسته و محدود و شب امتحانی است. در واقع یادگیری واقعی فرآیندی است که در کل عمر باید رخ دهد.
در روش یادگیری لغات زبان دوم به کمک تکنیک لیست طلایی مبتنی بر ابزارهای یاد یار و زیر چتر هشیاری ذهن آگاهانه ما از نمودار فراموشی ابینگ هاوس به این صورت استفاده می کنیم که اجازه می دهیم منحنی آرام بگیرد و شیب تندش را بگذراند. اگر به نمودار فراموشی ابینگ هاوس در شکل زیر دقت کنید

می بینید که بعد از شش روز فقط 25 درصد اطلاعات به خاطر مانده است و بعد از چهارده روز یعنی دو هفته حدودا 20 درصد اطلاعات در خاطر مانده است و تا یک ماه بعد این بیست درصد ثابت باقی می ماند.
در روش لیست طلایی همین نکته یعنی باقی ماندن بیست درصد اطلاعات بعداز چهارده روز تا دو ماه به عنوان مبنایی برای حفظ و یادسپاری لغات زبان دوم ( و نه تنها لغات زبان بلکه حفظ هر موضوع دیگر) استفاده می شود.به این صورت که:
در طول بیست دقیقه،
25 کلمه جدید زبان دوم،
همراه با معنای فارسی هر کلمه،
و یادیار مناسب برای هر کلمه
در سمت چپ صفحه دفتر
با ذکر تاریخ دقیق
و شماره گذاری
با دست
با تمرکز و دقت و توجه کامل
نوشته می شود.
در طول نوشتن این 25 کلمه در عرض بیست دقیقه باید هشیاری کامل داشت و به عبارت روشن تر باید حضور ذهن صد درصد و مستمر را در این بیست دقیقه حفظ نمود. هرچه حضور ذهن و حواس شما در این بیست دقیقه جمع تر باشد میزان موفقیت شما بیشتر می شود. بنابراین در این بیست دقیقه تصمیم بگیرید که به هیچ فکر و خیالی(هرچند که مهم باشد) اهمیت ندهید و مهم ترین کار برای شما در این بیست دقیقه پر کردن بیست پنج ردیف مربوط به هر لغت باشد.
وقتی این لیست کامل شد و بالای آن تاریخ نوشتن را درج کردید. دفتر را ببندید و تا دو هفته دیگر به آن مراجعه نکنید!
خوب دقت کنید مانند روش های دیگری که دائم تبلیغ می کنند اگر مرور نکنید همه چیز از یادتان می رود ، شما اصلا نگران فراموشی نباشید و اجازه دهید فراموشی همان طوری که طبیعتش هست رخ دهد.
بعد از دو هفته ، هر وقت که فرصت داشتید،( تا یک ماه هم که وقفه افتاد مانعی ندارد) دوباره به سراغ همین صفحه خاص بیائید و در عرض بیست دقیقه این 25 لغت را برانداز کنید. اگر نمودار فراموشی ابینگهاوس درست باشد شما باید فقط بیست درصد لغات را حفظ باشید و هشتاد درصد آنها از یادتان رفته باشند. بنابراین وقت آن رسیده که اولین آبگیری یا تقطیر یا چلاندن(Distillation)را انجام دهید و بیست درصدی که بلدید یعنی 5 لغت را دوربریزید و بقیه 20 تای باقیمانده را در صفحه روبرو با همان روش دستی بازنویسی کنید. دوباره بالای این قسمت تاریخ بزنید ودفتر را ببندید و بروید تا دو هفته بعد!
و به همین ترتیب ......
هر بار که لیست لغات را می چلانید و یاد گرفته ها را دور می ریزید تعداد باقیمانده هایی که فراموش می کنید کمتر و کمتر می شوند. و ضریب کاهش هم طبق نمودار ابینگ هاوس عددی حول و حوش 20 درصد است. بنابراین به صورت درصدی اگر حساب کنید در هر بار چلاندن که حداقل دو هفته فاصله بینشان است به صورت زیر لغات را به حافظه درازمدت خود می سپاریم:
| مرحله تقطیر یا چلاندن | حداقل فاصله زمانی بر حسب هفته | درصدیادسپاری | تعداد حفظ شده از ده هزارتا | تعداد باقیمانده از ده هزار لغت |
| 1 | 2 | 20% | 2000 | 8000 |
| 2 | 4 | 36% | 3600 | 6400 |
| 3 | 6 | 49% | 4900 | 5100 |
| 4 | 8 | 59% | 5900 | 4100 |
| 5 | 10 | 67% | 6700 | 3300 |
| 6 | 12 | 74% | 7400 | 2600 |
| 7 | 14هفته=2.5 ماه | 80% | 8000 | 2000 |
همان گونه که از جدول فوق برمی آید با تکیه بر نمودار فراموشی و با اختصاص بیست دقیقه برای هر 25 اگر فرض را بر این بگذاریم که در طول هر شبانه روز ده تا 20 دقیقه یعنی دویست دقیقه وقت برای حفظ لغات کنار بگذاریم( البته اگر می خواهیم پشت سرهم باشند باید بین هر بیست دقیقه باید حداقل ده تا یک ربع استراحت بگذاریم ) می توانیم 250 لغت را در هر روز در دفترچه ثبت کنیم. اگر قرار باشد ده هزار لغت را ثبت کنیم باید حدودا چهل تا چهل و پنج روز( یعنی تقریبا 1.5 ماه) برای اینکار وقت بگذاریم که بعد از این وقفه اولیهبا فرض استارت زدن برای مراحل چلاندن حدود چهار تا پنج ماه بعد می توانیم با اطمینان هشتاد درصد لغات یعنی هشت هزار لغات زبان بیگانه ( از ده هزارتا) را برای همیشه و تا ابد در حافظه درازمدت خود جای دهیم.
جهت دریافت یک نمونه لیست طلایی یادگیری زبان دوم به صورت فایل اکسل اینجا کلیک کنید.

اگر به جدول فوق دقت کنیم می بینیم بعد از هفتمین چلاندن حدود دوهزار لغت از ده هزار تا باقی می ماند. دو هزار لغتی که هفت بار آنها را در عرض نزدیک به سه ماه مرور کردیم. این دو هزار لغت وقتی در یک دفتر جدید یادداشت شوند اسم آن دفتر را می توان لیست طلایی گذاشت. چون سخت جان ترین واژه ها در این دفتر ثبت شد اند.
در فرآیند حفظ لغات به شیوه Mindful Mnemonic Gold List چند نکته کلیدی باید حتما رعایت شوند. این نکات به شرح زیر است:
1) حتما کلمات و معانی آنها و یادیارها با دست و با خودکار نوشته شوند و موقع نوشتن هم باصدای بلند تلفظ و تکرار شوند. در هر چلاندن لیست جدید با رنگ متفاوتی ثبت شود. اصرار به اینکه حتما با دست کلمات و معانی آنها درج شود این است که فرآیند یادگیری یک لغت فقط با چشم و ذهن اتفاق نمی افتد، بلکه گوش و از همه مهم تر کل بدن نیز برای حفظ لغت باید به کار گرفته شود. اطلاعات فقط در سلول های مغز ذخیره نمی شوند. بلکه در کل بدن ثبت می گردند. بدنیست بدانید بعضی از سازمان های اطلاعاتی برای کشف دست خط و امضای واقعی افراد آنها را وادار می کنند ماژیک به دهان بگیرند و با دهان خود روی تخته وایت برد امضا کنند و چیزی بنویسند. حافظه بدنی افراد در این مواقع دست خط و امضا را به خاطر دارد. در واقع اگر خوب فکر کنید می بینید که دست و پای ما چیزی نیستند جز سلول های ادامه مغز ما! دست و پا و بدن ما از مغز ما جدا نیستند.
2) شاید در اوایل کار سرعت شما بسیار پائین باشد و رهگذرانی که به کار شما سرک می کشند مدعی شوند که سرعت حفظ و یادسپاری آنها خیلی بیشتر است! اما بدانید که یادسپاری ماندگار هر موضوعی در طول زمان است که قدرت خود را نشان می دهد. با صبرو شکیبایی و بدون دخالت دادن نظرات دیگران به کار خود برسید. شما از نیرویی فوق العاده ای به اسم فراموشی استفاده می کنید. یکی از کاربردهای فراموشی این است که اطرافیان مداخله گر را فراموش کنید. از این خاصیت فراموشی حتما استفاده کنید. هر چند توصیه می کنیم از همان ابتدا در این مورد با هیچ کس صحبت نکنید. بعد از چهار ماه که بیش از هشت هزار لغت زبان جدید را یادگرفته اید خود شما شاهدی زنده بر درستی روش لیست طلایی هستید و نیازی به تائید دیگران نیست.
3) وقتی برای عبور از رودخانه ای سوار قایق می شویم و به ساحل دیگر می رسیم. باید قایق را رها کنیم و به راه خود ادامه دهیم. نباید به قایق دل ببندیم و در آن ساکن شویم. همه نوشتن ها و بازنویسی لیست ها فقط قایقی هستند که ما را به آن سمت رودخانه یادگیری می رسانند. وقتی واژه ها در خاطرمان ماندگار شد، دفترها را دوربیاندازید. دیگر به آنها نیازی نیست. واقعا نیازی نیست! اما این دلیلی نمی شود که در طول قایق رانی قایقی زیبا نداشته باشید. با حوصله و دقت دفاتر را پر کنید و بعد از مسلط شدن آنها را کنار بگذارید.
4) به بدن خودتان و منحنی فراموشی آن اطمینان داشته باشید و اگر در بعضی از چلاندن ها درصد یادگیری تان کم و زیاد شد نگران نشوید. کمی تلاش برای حضور ذهن بیشتر موقع بازنویسی و کمک گیری از یادیارهای قوی تر می تواند در چلاندن بعدی درصد یادسپاری شما را جبران کند. فقط حوصله کنید و در کار خود مداومت داشته باشید.
5) فراموش نکنید که واژه ها خود به خودی ساخته نمی شوند. هر کلمه ریشه ای دارد و پسوندها و پیشوندهای مرتبط با هر لغت برای خودمعنایی دارند. واژه ها در جملات نقش های مختلفی را ایفا می کنند. گاهی در نقش صفت ظاهر می شوند و گاهی قید و گاهی فاعل و گاهی فعل. بنابراین موقع نوشتن هر کلمه اسم یا صفت یا قید و فعل و... بودن آن را هم با یک کلمه مخفف بنویسید.
6) تلفظ صحیح لغاتی که می نویسید بسیار اهمیت دارد.حتما تلفظ هر لغت را با الفبای فونتیک کنار آن بنویسید. به نظر می رسد با این شرایط جمع آوری اولیه لغات در دسته های 25 تایی بیشتر از 20 دقیقه طول می کشد. در واقع چنین هم هست. اما اگر به مرور زمان لغاتی که می خواهید حفظ کنید را در جایی جمع کنید و بعد در بیست دقیقه تعیینی وارد دفتر نمائید. می توانید مطمئن باشید که بهترین و مناسب ترین لغات را گرد آورده اید.
7) در روش لیست طلایی گفته شده که تا دو هفته نشده سراغ لیست لغات نروید. اما این دلیل نمی شود که شما فیلم های مرتبط با زبان دوم و برنامه های آموزشی مکمل را گوش نکنید. خودتان را از این فرصت های کمک آموزشی محروم نکنید. به خاطر داشته باشید که بالاخره باید روزی این لغت هایی که حفظ می کنید را جایی به کارببرید. بنابراین بسته به دایره لغاتی که یاد می گیرید در هر فرصتی که بدست می آورید از تماشای فیلم های کمک آموزشی دریغ نکنید.
8) حتی الامکان سعی کنید 25 لغتی که در هر بیست دقیقه در هر صفحه می نویسید با هم ارتباطی داشته باشند. مثلا لغات وسایل مربوط به یک مکان ( برای مثال آشپزخانه یا بانک یا مدرسه یا....) را ثبت کنید و یا لغات مربوط به یک اتفاق ( مثل مراجعه به بیمارستان و یا انتظار در فرودگاه و....) را انتخاب کنید. همینطور می توانید از لغات مورد استفاده در یک مقاله خبری یا علمی یا رمان یا کلمات مورد استفاده در یک فیلم یا یک سری فیلم مرتبط استفاده کنید. ارتباط داشتن بین لغات در یادآوری آنها کمک زیادی می کند. فراموش نکنید که دلیل استفاده از یادیارهای کمکی ایجاد پیوند بین موضوعات جدید با موضوعاتی است که از قبل می دانیم. بدیهی است که اگر یادیارهای اضافی بین موضوعات جدید نیز پیوند برقرار کنند ، یادسپاری ماندگار آنها بسیار سریع تر و دائمی تر خواهد بود.


کلمات زبان چه زبان مادری و چه زبان های دوم و سومی که قصد یادگرفتنشان را داریم به صورت تصادفی و از کنار هم قرار گرفتن شانسی حروف تشکیل نشده اند. بسیاری از کلمات در هر زبانی از کلماتی دیگر در همان زبان یا از زبانی مادر مشتق شده اند. این کلمات ریشه دار را کلمات ریشه می گویند. اگر شما بتانید کلمه ریشه را یاد بگیرید و آن را در لغات جدیدی که می بینید تشخیص دهید ، به طرز قابل ملاحظه ای قدرت یادآوری لغات جدیدی که حفظ می کنید در شما افزایش می یابد.اجازه دهید در این مورد بیشتر توضیح دهیم.
همان طوری که گفتیم بسیاری از کلماتی که استفاده می کنیم از یک کلمه ریشه ای (Root Word)بدست آمده اند.برای رسیدن به ریشه کلمه کافی است پیشوندها یا پسوندهای آن را جدا کنیم. ریشه کلمه معمولا در جلو یا آخر کلمه باقیمانده ظاهر می شود. وقتی خوب در مفهوم کلمات دقت کنید می توانید به راحتی معنای ریشه آنها را کشف کنید. مثلا در کلمه ای مثل قیچی به زبان انگلیسی (Scissors) کلمه ریشه ای Sciss است که معنای بریدن می دهد. در تمام کلماتی که در زبان روزمره استفاده می کنیم با کمی دقت می توانیم کلمه ریشه را پیدا کنیم برای مثال در کلمه دوچرخه به زبان انگلیسی (bicycle) کلمه ریشه ای cycle است و در کلمه تعامل یا transaction کلمه ریشه ای عمل یا action است.بعضی لغات می توانند حتی دو کلمه ریشه ای داشته باشند مانند schoolhouse به معنای ساختمان مدرسه.
کلمات ریشه ای زیادی هستند که به کرات به عنوان بخش هایی از کلمات مرسوم در زبان انگلییسی استفاده می شوند. برای مثلا به کلمات زیر دقت کنید:
· Min به معنای کوچک در کلمه Minimal یعنی حداقل
· Nov به معنای جدید در کلمه Novice یعنی نوآموز
· Sol به معنای خورشید در کلمه Solar یعنی خورشیدی
· Man به معنای دست در کلمه Manual یعنی دستی
حتی بعضی کلمات یشه ای کلمات کامل هم نیستند مثل کلمه bio به معنای حیات و زندگی است که برای کلمات Biography (زندگی نامه) و Biology(زیست شناسی) کلمات کلیدی محسوب می شوند.
نکته این جاست که اگر بتوانید معنای کلمات ریشه ای متفاوت را به خاطر بسپارید قادر خواهید بود که حتی معنای کلماتی که نمی شناسید را هم به راحتی از روی تماشای ساختار کلمه حدس بزنید.
به خاطر بسپاریم که در روش یادگیری ذهن آگاهانه مبتنی بر یایار و لیست طلایی کوثرپرداز ، بخش اول کار آماده سازی لیست ، انتخاب لغاتی است که باید آنها را حفظ کنیم و در مرحله انتخاب همان گونه که گفتیم باید سعی کنیم بین دسته کلماتی که در هر صفحه می نویسیم ارتباط و پیوندی برقرار کنیم.
این همان مرحله ای است که حضور ذهن و هشیاری و دقت و تمرکز بالایی طلب می کند و در واقع اثربخشی واقعی روش لیست طلایی همین جاست که ظاهر می شود. 25 لغتی که شما برای اولین بار در هر صفحه می نویسید ضمن آنکه هر کدام با معنای فارسی که کنارش می نویسید از طریق واسط یادیار و تصور شما پیوندی یادیارانه و تجسمی و قابل یادآوری پیدا کرده است. در عین حال این 25 لغت را می توان به گونه ای انتخاب کرد که با یک نخ نامریی به هم وصل باشند و بین خودشان هم ارتباطی یادیارانه وجود داشته باشد. مثلا اگر با حضور ذهن و دقت و تمرکز صددرصد روی لغاتی که انتخاب می کنیم ، هر 25 لغات انتخابی ما کلمات ریشه ای مشترکی داشته باشند ، در این صورت تعداد واحدهایی که باید حظ کنیم بسیار کمتر از25 تا می شود در حالی که تعداد لغاتی که حفظ می کنیم شاید از پنجاه تا هم بیشتر شود. در مثال هایی که در زیر برای شما نقل می کنیم می توانید واقعیت این مساله را بهتر درک کنید.
همینطور اگر هر دسته 25 لغتی که انتخاب می کنیم از جهت کارکردی یا ارتباطی به یک موقعیت و مکاان خاص مرتبط باشند در این حالت نیز پیوندی نامریی بین آنها وجود خواهد داشت و انگار آنها را با نخی نامریی به هم وصل کرده اید که با کشدن نخ یکی سروصدای بقیه آن 24 تای دیگر هم در می آید و آنها نیز مقابل ذهن شما صف می ایستند و قد علم می کنند.
بنابراین باید سعی کنیم هر دسته 25 تایی لغتی که انتخاب می کنیم با یکدیگر ، یک جوری رابطه داشته باشند. مثلا می توانیم این لغات را از داخل دیکشنری های تصویری بیرون بکشیم که در هر تصویر لغت های وسایل و کارهای مربوط به یک موقعیت ( مثلا فضای کتابخانه ، رستوران ، اتوبوس ، دستگاه خاص و.....) کنار هر شکل نوشته شده است.
یا می توانید این لغات را از داخل یک مقاله در کتاب یا مجله یا یک فیلم انتخاب کنید. در این حالت موضوع مقاله و داستان فیلم همان نخ نامریی است که این لغات را با هم ارتباط می دهد و شما می توانید امیدوار باشید که با به خاطر آوردن یکی از کلمات موضوع مورد نظر به صورت خود به خود بقیه کلمات هم به سمت شما کشانده شوند.
همینطور می توانید به خود لغات دقت کنید و سعی کنید لغات هم ریشه را ابتدا حفظ کنید و از این مسیر ضمن تسلط به معانی و کاربردهای انواع پسوندها و پیشوندها ، با ریشه های کلمات نیز به تدریج آشنا گردید. ریشه هایی که در زبان های اروپایی به زبان لاتین و یونانی برمی گردد و تسلط به آنها می تواند این فرصت را برای شما فراهم سازد که به راحتی معانی لغات زبان های بعدی را حدس بزنید.
ما اصرار داریم که روش لیست طلایی را با موضوع یاادگیری ذهن آگاهانه پیوند بزنیم. در حقیقت ذهن آگاهی چیزی نیست جز شناور شدن و یکی شدن با موضوع یادگیری و نقش فعال داشتن در تک تک صحنه های اتفاق یادگیری و اولین گام حفظ لغات زبان دوم انتخاب و مرتب سازی آنهاست که در این مرحله حضور ذهن آگاهانه زبان آموز نقشی اساسی ایفا می کند.
برای افزایش این حضور ذهن ، ما استفاده همزمان از واسط های یادیار (Mnemonic Devices) و تکنیک تجسم و زنده نمایی تمام حسی ذهنی (MSMI=Multi Sensory Mental Imagary) و حتی استفاده از روش بازترسیم ضمیر نگاری (Mind Mapping) به جای باز نویسی لیست ستونی را پیشنهاد می کنیم. هر کدام از موضوعاتی که به آنها اشاره شد یعنی واسط های یادیار ، زنده نمایی تمام حسی ذهنی و ضمیرنگاری بحثی جداگانه می طلبند اما در موضوع یادگیری ذهن آگاهانه استفاده از این سه ابزار اساسی می تواند ایجاد حضور ذهن مورد انتظار در حین یادگیری را تضمین کند.












شرط یادگیری ذهن آگاهانه داشتن نقش فعال یادگیرنده در فرآیند یادگیری است و کناره گیری زبان آموز از عملیات یادگیری باعث می گردد که یادگیری هرگز اتفاق نیافتد. در نگاه ذهن آگاهانه به فرآیند یادگیری ، زبان آموز نقشی کاملا اکتیو و فعال دارد. به این شکل که زبان را یاد نمی گیرد بلکه با آن زندگی می کند. به بیان دیگر با تمام اجزای وجودش با زبان جدید ارتباط برقرار می کند . ازهمه حواس پنج گانه اش استفاده می کند(Multi Sensory) و با کمک قوه تجسم ذهنی اش (Mental Imagery) سعی می کند با استفاده از تکنیک های یاد یار (Mnemonic Devices) با لغت جدیدی که یاد می گیرد کاملا اخت شود و بین آن لغت تازه و مفاهیمی که از قبل بلد بوده پیوندی چند بعدی برای تداعی های بعدی هنگام یادآوری استفاده کند.


ماست کنار می آئیم و آن را می پذیریم و درواقع با فراموشی دوست می شویم و با آن همراه می شویم. البته این بدان معنا نیست که فراموشکار می شویم بلکه به آن معناست که محدودیت حفظ بیست درصدی نمودار فراموشی را می پذیریم و سعی می کنیم با استفاده از این محدودیت ماندگاری اطلاعات را در ذهن تضمین کنیم.( و صد البته استفاده از نگرش ذهن آگاهانه و تکنیک های واسط یادیار و شیوه بازنویسی و بازترسیم اطلاعات به کمک ضمیرنگار و به کارگیری همزمان زبان بدن و برقراری پیوند حداکثر بین اجزای کلمات و ... تلاش می کنیم بهره وری از این این ضریب بیست درصد یادسپاری حداکثر برسد طوری که برای همیشه در حافظه ماندگار گردد.)
فراموشی ابینگهاوس مبارزه می کنیم و سعی می کنیم آن را از حالت نمایی درآورده ،به خط راست تبدیل کنیم.

واقعیت این است که روشهایی برای یادگیری بهتر وجود دارند، روانشناسان با
پژوهش های چندین ساله به این واقعیت رسیده اند که چگونگی فرآیند یادگیری از
خود فرآیند یادگیری مهم تر است و از این رو باید به روش آموزشی که انتخاب
می کنیم توجه ویژه ای داشته باشیم. آنها همچنین به این اصل رسیده اند که
مغز انسان تنها با تصاویر کار می کند، به عبارت دیگر هر چیزی که شما می
شنوید، می بیند و یا می خوانید یا احساس می کنید برای پردازش در مغز ابتدا
به صورت تصاویر ذهنی در می آیند و بعد مغز آن را درک می کند. برای درک بهتر
این موضوع به واژه "درخت" توجه کنید. مغز شما بلافاصله بعد از برخورد با
این واژه تصویر یک درخت را در ذهن شما بازسازی می کند، حالا سعی کنید در
حالی که به واژه درخت توجه می کنید این تصویر را از ذهن خود خارج کنید، غیر
ممکن است که بتوانید چنین کاری کنید و بفهمید درخت چیست و تصویر آن را در
ذهن تجسم نکنید. حال به واژه "فلخکولوبیس" توجه کنید، این واژه حتما برای
شما بی معنی است، تنها به این دلیل که مغز شما نمی تواند تصویر آن را تجسم
کند و حال چنانچه پیوندی در مغز شما بین این واژه و یک تصویر وجود داشته
باشد، به راحتی آنرا درک می کنید.
ذهن شما مجسم می شود و بعد از چند لحظه واژه peacock را به خاطر
می آورید.



با توجه به مشغلههای مختلف روزمره، نشخوارهای فکری مداوم وشرایط پر استرسی که پیرامون اکثریت ما وجود دارد ، اهمیت مدیریت کردن بر ذهن بیش از پیش نمایان میشود. برای مدیریت ذهن لازم است قوانین ذهن را به درستی شناخته و با مدیرت بر آن ،از حداکثر توانمندیش بهره برد. ذهن آگاهی راهکاری موثر برای دستیابی به حداکثر توانمندی ذهن و مدیریت بر آن است.
در
شیوه "همه آگاهی" که به آن آگاهی ورای فکر و یا آگاهی فطری و ذهن آگاهی هم
می گویند کیفیت آگاهی فرد با کیفیت آگاهی روزمره و عادتی او تفاوتی اساسی
دارد. شیوه نگاه "همه آگاهی" به فعالیت های زندگی در حال حاضر به عنوان
دیدگاه اشخاص ممتاز و خلاق شهرت یافته و توجه بسیاری از متفکرین و
پژوهشگران حوزه های مختلف علوم بخصوص روانشناسی یادگیری به خود جلب نموده
است.
ـ
در اتفاق یادگیری فراموش کردن اصلا بد نیست و اتفاقا لازم هم هست.
بنابراین به جای ترس از فراموش کردن لغات و محدود ساختن خود به مرور تعداد
کلماتی مشخص ، باید سعی کنیم با به کار گیری همین لغات در حوزه های جدید و
روبرو ساختن خود با صحنه های ارتباطی و گفتگویی تازه نه تنها برای لغات
یادگرفته شده کاربردهای جدید پیدا کنیم بلکه با استفاده از این لغات واژه
ها و عبارات تازه ای را نیز به بانک لغات خود بیافزائیم. به مرور وقتی برای
یک لغت یا اصطلاح انگلیسی سناریوهای کاربردی
مختلفی
را تجربه کنیم این واژه به صورت یک لغت همیشه آشنا در بانک واژه های ابدی
زبان مادری ما جای می گیرد و هرگز از خاطرمان نمی رود. بنابراین هیچ وقت
فراموشی اتفاق نمی افتد که نگران آن باشیم.











